پيدا كرد . تدريجاً سيستم « حرم » آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند . » .
سخن درستى نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غيرعرب حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اينكه اسلام اساساً به پوشش زن هيچ عنايتى نداشته است .
اسناد اين شدت به معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غيرعرب صحيح نيست و اساساً دورهاى را نمىتوان نشان داد كه بهطور عمومى شدت حجاب بيش از زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله بوده است . در زمان خلفاى بنى اميّه و بنى العباس مسلّماً امر حجاب سستتر از قرن اول بوده است . برخى از سلاطين بنى اميّه كنيز مست خود را براى اقامهء جماعت به مسجد فرستادند . اساساً اين حرف غلط است كه زمانى در اسلام مسألهء حجاب اشتداد يافته باشد ؛ آنچه هست اين است كه در همهء زمانهاى اسلام ، از همان به دو امر تا امروز ، مردمى پيدا مىشدهاند كه در امر عفاف و حجاب عنايت بيشترى داشتهاند و اين خود مطلوب انسان بوده است و دستورهاى كلّى غيرت و عفاف منشأ آن بوده است . به عبارت ديگر آنچه را كه مؤلّف به عنوان توصيههاى اخلاقى ذكر كرده است از همان اول در اسلام به وسيلهء اولياى دين بيان شده بود و همان موجب بوده است كه كسانى كه با دقت بيشترى به دستورهاى اسلام عمل مىكردهاند در امر حجاب بيشتر شدت عمل به خرج بدهند چنان كه امروز هم همينطور است .
برحسب بيان مؤلّف لابد بايد گفت رواياتى كه توصيهء اخلاقى است در زمانهاى بعد از قرن اول به سبب اختلاط مسلمين با ايرانيان جعل شده است و بايد جاعل آن هم ايرانيها باشند ، در صورتى كه يكى از آن روايات سخن اميرالمؤمنين عليه السلام به فرزندش مىباشد .
پاسخ آنچه بعدها حتى در ميان متشرعين تحت تأثير عادات و عرفها پيدا شد ما فوق توصيههاى اخلاقى اسلامى مسلّم است . در عرفهاى متأخر حتى ذكر نام همسر نوعى كشف عورت تلقى مىشود . پيغمبر اكرم و اميرالمؤمنين و ساير ائمهء اطهار در محاورات خود نام همسرشان را مىبردند كه خديجه يا فاطمه ياامّ حميده چنين و چنان كرد ؛ ولى امروز اگر يك مرجع تقليد نام همسر خود را بدون تعبيراتى از قبيل « اهل بيت » يا « والدهء فلانى » يا « خانواده » و امثال اينها ببرد كارى زشت تلقى مىشود ؛ در صورتى كه رسول اكرم از همسرش با كلمهء
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 573
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧٣