مىكردند و در كوچهها پهلو به پهلوى مىرفتند و در مسجد با هم نماز مىكردند .
حجاب و خواجه دارى در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجرى ) معمول شد .
گوشه گيرى زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند . » .
حجاب در اين سخن ويل دورانت به همان معناى پرده نشينى آمده است نه ستر ، و معلوم نيست كه نظر مؤلّف در اينجا ردّ كلام اوست يا تأييد آن . اگر منظور ردّ است پس چرا خودشان در مواردى مىگويند حجاب در اسلام به معناى پرده نشينى نيست ، و اگر منظور تأييد است ذكر آن در اين سياق صحيح نيست .
پاسخ مقصود ويل دورانت ستر است ، جملههاى بعد كاملًا روشن مىكند .
* * * . صفحهء 389 .
جواهر لعل نهرو نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غيرمسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شد . در كتاب نگاهى به تاريخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامى ، به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مىكند و از آن جمله مىگويد :
« يك تغيير بزرگ و تأسفآور نيز تدريجاً روى نمود و آن در وضع زنان بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگى نمىكردند بلكه در اماكن عمومى حضور مىيافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مىرفتند و حتى خودشان به وعظ و خطابه مىپرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجاً بيش از پيش رسمى را كه در دو امپراطورى مجاورشان يعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطورى روم را شكست دادند و به امپراطورى ايران پايان بخشيدند اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قرارى كه نقل شده است مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايى زنان از مردان و پرده نشينى ايشان در ميان عربها رواج
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 572
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧٢