قبل از اسلام در ميان بعضى ملل حجاب وجود داشته است .
حقيقت اين است كه بحثهاى تاريخى در اين گونه مسائل بر پايههاى محكمى استوار نيست ، زيرا معمولًا مورخين در اين گونه مسائل حدسيّات خودشان را نيز مخلوط كردهاند ، و لهذا اين بحثها علاوه بر اينكه چندان ارزشى ندارد ، براساسى استوار هم قرار ندارد .
پاسخ عدم توجه به جريانات تاريخى از ارزش استدلالهاى بعدى مىكاهد و قضاوتها ناشى از بىخبرى تلقى مىشود . تاريخ آنچنان هم بىاعتبار نيست .
* * * . صفحهء 386 .
عليهذا حجابى كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنان كه بعداً شرح خواهيم داد - بسى سختتر و مشكلتر بوده است .
اين لحن ايهام مىكند كه دستور اسلام سخت بوده ولى دستور اديان ديگر سختتر ، و به عبارت ديگر اعتراض بر همهء اديان وارد است ولى بر اسلام كمتر .
پاسخ مگر مىشود دستورى دستور باشد و خالى از سختى باشد ؟ ! كلمهء « تكليف » از مادهء « كلفت » است كه مفهوم مشقّت دارد . آنچه نبايد باشد « حرج » است كه در اسلام نيست ؛ اسلام هم از « لاحرج » دم زده نه از « لاكلفة » و عسر هم فوق كلفت است .
* * * . صفحهء 387 .
در جلد 11 صفحهء 112 ( ترجمهء فارسى ) مىگويد :
« ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود . عربان از دلفريبى زن بيم داشتند و پيوسته دلباختهء آن بودند و نفوذ طبيعى وى را با ترديد معمولى مردان دربارهء عفاف و فضيلت زن تلافى مىكردند . عمر به قوم خود مىگفت با زنان مشورت كنند و خلاف رأى ايشان رفتار كنند . ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 571
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧١