مىكنند عملًا بايد تابع فتواى مرجع تقليد خودشان باشند . آنچه ما مىگوييم با فتواى بعضى از مراجع تقليد تطبيق مىكند و ممكن است با فتواى بعضى ديگر تطبيق نكند ( هرچند فتواى مخالفى وجود ندارد ، هرچه هست به اصطلاح احتياط است نه فتواى صريح ) . غرض ما از اين بحث اين است كه شما با متون اسلام از نزديك آشنا شويد و به منطق متين و محكم اسلام مجهز گرديد .
همه مىدانيم امروز قشر عظيمى از اجتماع كه به غلط خود را « روشنفكر » معرفى مىكنند با نظر بدبينى به اسلام در مسائل مربوط به زن نگاه مىكنند ، نمىدانند اسلام چه گفته است و با فلسفهء اجتماعى اسلام آشنا نيستند و لهذا بدبينىهاى آنها صددرصد بى اساس است . اين دسته نه تنها به پيروى از شهوات خود عملًا مقيد به حجاب و عفاف نيستند بلكه چون با حجاب اسلامى و منطق آن آشنا نيستند اعتقاد پيدا كردهاند كه اين يك خرافه است ، دستورى است كه موجب بدبختى بشر است و همين فكر سبب دورى بلكه بيگانگى و خروج آنها از اسلام شده است .
اگر تنها عمل نكردن و پيروى از شهوات بود سهل بود ؛ موضوع ، موضوع انكار اسلام و بىاعتقادى است . شما بايد با منطق و فلسفهء اجتماعى اسلام از نزديك آشنا شويد تا بتوانيد جواب آن اشخاص را در برخوردها بدهيد .
بديهى است تنها خواندن رسالههاى عمليّه و آگاهى بر متون فتواها براى اين منظور كافى نيست ، بحثى استدلالى ، هم از جنبهء نقل و هم از جنبهء فلسفهء اجتماعى لازم است .
اين جهت است كه اين بحث را بر ما ضرورى و لازم كرده است و اين است محرك ما در بحث استدلالى با بيان ادلّه و مدارك اين مسأله .
اما اينكه زن نسبت به محارم خود تا چه اندازه حق دارد پوشش نداشته باشد ، روايات و فتاوى مختلف است . آنچه از يك عده روايات استنباط مىشود و بر طبق آن نيز بعضى از فقها فتوا دادهاند اين است كه از ناف تا زانو از محارم غيرشوهر بايد پوشيده شود .
كيفيت پوشش .
بعد از اين استثنا اين جمله آمده است : «
وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ
» يعنى مىبايد روسرى خود را بر روى سينه و گريبان خويش قرار دهند . البته روسرى خصوصيتى ندارد ، مقصود پوشيدن سر و گردن و گريبان است . همانطور كه قبلًا از