پوشيدن آنها ، و اينها دو مسألهء جداگانه مىباشند ولى بعداً خواهيم گفت اشكال بيشتر در جواز نظر است نه در عدم وجوب پوشيدن . اگر نظر جايز باشد به طريق اولى پوشيدن واجب نيست . بعداً دراين باره بحث خواهيم كرد .
5 . « اسماء » دختر ابوبكر - كه خواهر عايشه بود - به خانهء پيغمبر اكرم آمد درحالى كه جامههاى نازك و بدن نما پوشيده بود . رسول اكرم روى خويش را از او برگرداند و فرمود :
يا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحيضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ يُرى مِنْها الّا هذا و هذا - وَ اشارَالى كَفِّهِ وَ وَجْهِهِ . .
اى اسماء ! همين كه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزى از بدن او ديده شود مگر اين و اين - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پايين دست خودش « 1 » اين روايات با نظر ابن عباس و ضحّاك و عطا منطبق است نه با نظر ابن مسعود كه مدعى بوده است مقصود از زينت ظاهره جامه است .
اساساً نظر ابن مسعود قابل توجيه نيست ، زيرا جامهاى كه خودبه خود آشكار است جامهء رو است نه جامهء زير ، و در اين صورت معنى ندارد كه گفته شود زنان زينتهاى خود را آشكار نكنند مگر جامهء رو را . جامهء رو قابل پوشاندن نيست تا استثنا شود ؛ بر خلاف چيزهايى كه در كلمات ابن عباس و ضحّاك و عطاست و در روايات شيعهء اماميه آمده است ؛ اينها امورى است كه قابل اين هست كه دستور پوشانيدن يا نپوشانيدن آنها داده شود .
به هر حال اين روايات مىفهماند كه براى زن پوشانيدن چهره و دستها تا مچ واجب نيست ، حتى آشكار بودن آرايشهاى عادى و معمولى كه در اين قسمتها وجود دارد نظير سرمه و خضاب كه معمولًا زن از آنها خالى نيست و پاك كردن آنها يك عمل فوق العاده به شمار مىرود نيز مانعى ندارد .
اين مطلب را توضيح مىدهيم كه ما اين مسأله را از نظر خودمان بيان مىكنيم و استنباط خودمان را ذكر مىنماييم و اما هر يك از آقايان و خانمها از هركس كه تقليد
هامش
( 1 ) . سنن ابوداود ، ج 2 / ص 383