يك مأمور درونى مراقب من است و مرا از ارتكاب بعضى كارها باز مىدارد . از جمله اينكه وقتى كه بچه بودم و با كودكانى بازى مىكردم يك روز يكى از رجال قريش كار ساختمانى داشت و كودكان برحسب حالت كودكى دوست داشتند سنگ و مصالح بنّايى را در دامن گرفته بياورند و نزديك بنا قرار دهند . بچهها طبق معمول عرب پيراهنهاى بلند به تن داشتند و شلوار نداشتند . وقتى كه دامن خود را بالا مىگرفتند عورت آنها مكشوف مىشد . من رفتم يك سنگ در دامن بگيرم . همين كه خواستم دامنم را بلند كنم گويى كسى با دستش زد و دامن مرا انداخت . يك بار ديگر خواستم دامنم را بالا بگيرم باز همانطور شد . دانستم كه من نبايد اين كار را بكنم . » « 1 »
در آيهء بعد مىفرمايد : «
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ »
عيناً همان دو تكليف : ترك نظر و پاكدامنى ( پوشانيدن عورت ) را كه براى مردان بيان كردم براى زنان هم ذكر فرموده است .
از اينجا به خوبى روشن مىشود كه هدف از اين دستورات رعايت مصالح بشر است خواه زن يا مرد . قوانين اسلام بر پايهء تبعيض و تفاوت ميان زن و مرد بنا نشده است و الّا مىبايد همهء اين تكاليف را براى زن قائل شود و براى مرد هيچ وظيفهاى مقرر ندارد .
اگر مىبينيم كه وظيفهء « پوشش » به زن اختصاص يافته است از اين جهت است كه ملاك آن مخصوص زن است . چنان كه قبلًا هم يادآورى كرديم زن مظهر جمال و مرد مظهر شيفتگى است . قهراً به زن بايد بگويند خود را در معرض نمايش قرار نده نه به مرد . لهذا با اينكه دستور پوشيدن براى مردان مقرر نشده است عملًا مردان پوشيدهتر از زنان از منزل بيرون مىروند ، زيرا تمايل مرد به نگاه كردن و چشم چرانى است نه به خودنمايى ، و برعكس تمايل زن بيشتر به خودنمايى است نه به چشم چرانى . تمايل مرد به چشم چرانى ، بيشتر زن را تحريك به خودنمايى مىكند و تمايل به چشم چرانى كمتر در زنان وجود دارد ، لهذا مردان كمتر تمايل به خودنمايى دارند . و به همين جهت « تبرّج » از مختصات زنان است .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، خطبهء 190