است ، ولى نوع اول نظر استقلالى است . پس معنى جمله اين است : به مؤمنين بگو به زنان خيره نشوند و چشم چرانى نكنند .
اين نكته بايد اضافه شود كه برخى از مفسران كه « غضّ بصر » را به معنى ترك نظر گرفتهاند مدعى هستند كه مقصود ترك نظر به عورت است همچنانكه جملهء بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است . و باز همانطور كه فقها گفتهاند ، فرضاً مقصود از « غضّ بصر » ترك نگاه به طوركلى باشد اعم از نگاهى كه به منظور تماشا و التذاذ باشد و يا نگاهى كه لازمهء مخاطبه است ، متعلَّق نگاه ذكر نشده است كه چيست « 1 » ولى اگر چنان كه ما استنباط كرديم مقصود از « غضّ بصر » اين باشد كه خيره نگاه نكنند ، يعنى ناظر به نگاهى باشد كه لازمهء مخاطبه است و مقصود اين است كه چشم چرانى نكنند ، قطعاً متعلَّق غضّ بصر چهره است و بس زيرا آنچه ضرورت اقتضا مىكند همين قدر است . نگاه به غير چهره ( و شايد دو دست تا مچ نيز ) حتى با غضّ بصر نيز جايز نيست .
سَتر عورت .
در جملهء بعد مىفرمايد : «
وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ
» يعنى به مؤمنين بگو عورت خويش را حفظ كنند . ممكن است مقصود اين باشد كه پاكدامن باشند و دامن خود را از هرچه كه روا نيست نگهدارى كنند ، يعنى از زنا و فحشاء و هر كار زشتى كه از اين مقوله است .
ولى عقيدهء مفسرين اوليهء اسلام و همچنين مفاد اخبار و احاديث وارده اين است كه هر جا در قرآن كلمهء حفظ فرج آمده است مقصود حفظ از زناست جز در اين دو آيه كه به معناى حفظ از نظر است و مقصود وجوب سَتر عورت است . چه اين تفسير را بگيريم يا حفظ فرج را به معنى مطلق پاكدامنى و عفاف بگيريم در هر حال شامل مسألهء ستر عورت مىباشد .
در جاهليت بين اعراب ستر عورت معمول نبود و اسلام آن را واجب كرد . در دنياى متمدن كنونى نيز عدهاى از غربيها كشف عورت را تأييد و تشويق مىكنند . دنيا دوباره از اين نظر به سوى همان وضع زمان جاهليت سوق داده مىشود .
راسل در يكى از كتابهايش به نام در تربيت يكى از چيزهايى كه از جملهء اخلاق
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مستمسك العروة حضرت آية اللَّه حكيم ، ج 5 / ص 191