بِبَصَرِكَ اقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَك » « 1 » يعنى تا آخرين نقطهء دشمن را نظر بينداز و چشمها را بخوابان . بديهى است كه مقصود اين نيست كه چشمها را ببند يا نگاه نكن ؛ مقصود اين است كه به يك نقطهء معين مخصوصاً به تجهيزات دشمن خيره نشو .
همچنين در دستورالعمل عمومى آن حضرت به اصحابش در جنگها مىفرمايد :
« غُضُّوا الْابْصارَ فَانَّهُ ارْبَطُ لِلْجَأْشِ وَ اسْكَنُ لِلْقُلوبِ وَ اميتُوا الْاصْواتَ فَانَّهُ اطْرَدُ لِلْفَشَلِ » « 2 » نگاهها را به تجهيزات دشمن كم كنيد كه اينطور دلها محكمتر و آرامتر است . بانگها را كوتاه كنيد كه اينطور بهتر سستى را طرد مىكند .
از همهء اين موارد چنين فهميده مىشود كه معنى « غضّ بصر » كاهش دادن نگاه است ، خيره نشدن و تماشا نكردن و به اصطلاح نظر استقلالى نيفكندن است .
صاحب مجمع البيان در ذيل آيهء مورد بحث ( آيهء سورهء نور ) مىگويد : « اصْلُ الْغَضِّ النُّقْصانُ » يعنى ريشهء معنى « غض » كاهش و كمى است « يُقالُ غَضَّ مِنْ صَوْتِهِ وَ مِنْ بَصَرِهِ اىْ نَقَصَ » يعنى وقتى كه اين ماده به صوت و يا بصر نسبت داده مىشود يعنى آن را كاهش داد . در ذيل تفسير آيهء سورهء حجرات مىگويد :
« غَضَّ بَصَرَهُ اذا ضَعَّفَهُ عَنْ حِدَّةِ النَّظَرِ » يعنى معنى « غَضَّ بَصَرَهُ » اين است كه تند نگاه كردن را كم كرد . راغب اصفهانى در كتاب نفيس مفردات القرآن اين كلمه را عيناً همينطور معنى مىكند .
عليهذا در آيهء مورد بحث معناى «
يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
» اين است كه نگاه را كاهش بدهند يعنى خيره نگاه نكنند و به اصطلاح علماى اصول نظرشان آلى باشد نه استقلالى .
توضيح اينكه يك وقت نگاه انسان به يك شخص براى ورانداز كردن و دقت كردن به خود آن شخص است مانند اينكه بخواهد وضع لباس و كيفيت آرايش او را مورد مطالعه قرار دهد ، مثلًا ببيند كراواتش را چگونه بسته است و موى سرش را چگونه آرايش كرده است . ولى يك وقت ديگر نگاه كردن به شخصى كه با او روبرو است براى اين است كه با او حرف مىزند و چون لازمهء مكالمه نگاه كردن است به او نگاه مىكند .
اين نوع از نگاه كردن كه به عنوان مقدمه و وسيلهء مخاطبه است نظر آلى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبهء 11 و وسائل جلد 2 كتاب الجهاد صفحهء 429
( 2 ) . نهج البلاغه خطبهء 222 و وسائل جلد 2 كتاب الجهاد صفحهء 430