بى منطق و به اصطلاح « اخلاق تابو » مىشمارد همين مسألهء پوشانيدن عورت است .
وى مىگويد چرا پدران و مادران اصرار مىورزند كه عورت خود را از بچه بپوشانند ؟
اين اصرار خود سبب تحريك حس كنجكاوى بچهها مىگردد . اگر كوشش والدين براى كتمان عضو تناسلى نباشد چنين كنجكاوى كاذبى وجود پيدا نخواهد كرد . بايد والدين عورت خود را به بچهها نشان بدهند تا آنها هرچه كه وجود دارد از اول بشناسند .
بعد اضافه مىكند : لااقل گاهى اوقات - مثلًا هفتهاى يك بار - در صحرا يا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض ديد بچهها قرار دهند .
راسل مسألهء مخفى كردن عورت را يك « تابو » مىداند . « تابو » از موضوعات بحث جامعه شناسى است و به تحريمهاى ترسآور و بىمنطق گفته مىشود كه در ميان ملل وحشى وجود داشته و دارد . به عقيدهء امثال راسل اخلاق رايج در جهان متمدن امروز نيز پر از « تابو » است .
عجيب است كه بشر به نام تمدن مىخواهد به قهقرا و توحش بازگردد . در قرآن كريم كلمهء «
الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى
» وارد شده است . شايد اشعار به همين جهت باشد كه جاهليت قديم نخستين جاهليت بوده است . در بعضى از روايات آمده است كه « اىْ سَتَكونُ جاهِليَّةٌ اخْرى » يعنى مفهوم آيه اين است كه به زودى يك جاهليت ديگر هم به وجود خواهد آمد .
قرآن به دنبال دستور ستر عورت مىفرمايد : «
ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ
» يعنى اين براى ايشان پاكيزهتر است ؛ پوشيدن عورت يك نوع نظافت و پاكى روح است از اينكه بشر دائماً دربارهء مسائل مربوط به اسافل اعضا بينديشد .
قرآن با اين جمله مىخواهد فلسفه و منطق اين كار را بيان كند ، درحقيقت مىخواهد پاسخى به اهل جاهليت قديم و جديد بدهد كه اين ممنوعيتها را بىمنطق و « تابو » نخوانند ، متوجه آثار و منطق آن باشند .
بعد مىفرمايد : «
إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ
» خدا بدانچه مىكنند آگاه است .
در تاريخ داستانى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله در اين زمينه هست . رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« در كودكى چند بار پيشامدهايى براى من شد و احساس كردم كه يك قوهء غيبى و