داشتم و مىخواستم براى درس بيايم . » .
پس از مدتى من آن شخص را ملاقات كردم و معذرتخواهى آية اللَّه بروجردى را ابلاغ كردم ، و شنيده بودم كه بعضى از افراد وسوسه كرده بودند و به اين مرد محترم گفته بودند : تعمدى در كار بوده كه به تو توهين شود و تو را از در خانه برگردانند . من به آن مرد محترم گفتم :
« آية اللَّه بروجردى مىخواستند به ديدن شما بيايند و چون مطلع شدند كه شما حركت كرديد معذرتخواهى كردند . » .
آن مرد جملهاى گفت كه براى من جالب بود . گفت : « نه تنها به من يك ذره برنخورد ، بلكه خيلى هم خوشحال شدم ؛ زيرا ما اروپاييها را مىستاييم كه مردمى صريح هستند و رودرواسيهاى بى جا ندارند . من كه قبلًا از ايشان وقت نگرفته بودم ، غفلت كرده در وقت نامناسبى رفته بودم . من از صراحت اين مرد خوشم آمد كه گفت حالا من كار دارم . آيا اين بهتر بود يا اينكه با ناراحتى مرا مىپذيرفت و دائماً در دلش ناراحت بود و با خود مىگفت اين بلا چه بود كه بر من نازل شد ، وقت مرا گرفت و درس مرا خراب كرد ؟ ! من بسيار خوشحال شدم كه در كمال صراحت و رُك گويى مرا نپذيرفت . چقدر خوب است مرجع مسلمين اينطور صريح باشد . » .
برگرديم به تفسير آيات : در آيهء بعد مىفرمايد :
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيها مَتاعٌ لَكُمْ .
در اين آيه استثنا قائل شده است . مفاد آيه اين است كه دستورى كه دربارهء كسب اذن داده شد مخصوص خانههاى مسكونى افراد است و جنبهء خلوتگاه دارد ، اما جاهايى كه اينطور نيست و رفت و آمد در آنجا عمومى است اين حكم را ندارد ولو آنكه متعلق به ديگران باشد .
مثلًا اگر شما در يك پاساژ يا شركت يا مغازه كار داريد لازم نيست جلو در بايستيد و اذن ورود بخواهيد . همچنين حمّام عمومى كه درش باز است . در اين موارد كسب اذن لازم نيست . بر شما باكى نيست در خانههايى كه مسكون نيست و در آنجا كارى داريد بدون اجازه وارد شويد .
از قيد «
فِيها مَتاعٌ لَكُمْ
» فهميده مىشود كه ورود انسان در اين گونه مكانها در صورتى است كه كارى دارد والّا مزاحمت براى صاحبان آن مكانها نبايد فراهم شود .
«
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ
» يعنى و خدا به آشكار و نهان شما آگاه است ، از