تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
چون ابزارى مىدانستند كه كار او منحصراً رسيدگى به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامى كه اين ابزار مىخواست از خانه بيرون برود او را سر تا پا در چادرى سياه مىپيچانيدند و روانهء بازار يا خيابان مىكردند . » . علائم و نشانه‌هاى افترا و غرض و مرض از تمام اين نوشته پيداست . كِى و كجا چنين قاعده‌اى وجود داشت كه اگر صداى زن را نامحرم مىشنيد بر شوى خود حرام مىشد ؟ آيا در جامعه‌اى كه دائماً سخنرانان مذهبىاش از بالاى منابر خطابهء زهراى مرضيّه را در مسجد مدينه و خطابه‌هاى زينب كبرى را در كوفه و شام به گوش مردم مىرسانند ممكن است چنين فكرى در ميان مردم آن جامعه پيدا شود ؟ ! كِى و كجا زن در ايران اسلامى بردهء مرد بوده است ؟ همه مىدانند كه در خانواده‌هاى مسلمان بيش از آنكه زن در خدمت مرد باشد مرد به حكم وظيفهء اسلامى در خدمت زن بوده وسيلهء آسايش او را فراهم مىكرده است . زن در خانواده‌هايى مورد اهانت و تحقير و ظلم قرار گرفته كه روح اسلامى در آن خانواده‌ها نبوده يا ضعيف بوده است . عجبا ! مىگويد : « زن حق نداشت كه با مردان نشست و برخاست كند . » من مىگويم : برعكس ، در محيطهاى پاك اسلامى اين مرد بود كه حق نداشت در نشست و برخاست‌ها از زن بيگانه بهره بردارى كند . اين مرد است كه همواره حرص مىورزد كه زن را وسيلهء چشم چرانى و كامجويى خود قرار دهد . هيچ گاه مرد به طبع خود مايل نبوده حائلى ميان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت كه اين حائل از ميان رفته آن كه برنده بوده مرد بوده است و آن كه باخته و وسيله شده زن . امروز كه مردان موفق شده‌اند با نامهاى فريبندهء « آزادى » و « تساوى » و غيره اين حائل را از ميان ببرند زن را در خدمت كثيف ترين مقاصد خويش گرفته‌اند . بردگى زن ، امروز به چشم مىخورد كه براى تأمين منافع مادى يك مرد در يك مؤسسهء تجارتى خود را صد قلم براى جلب مشترى مرد مىآرايد و به صورت « مانكن » درمىآيد و شرف خود را در ازاء چندرغاز حقوق مىفروشد . اين نشست و برخاست‌ها كه امثال اين نويسنده آرزوى آن را مىكنند جز بهره كشى مرد و بهره دهى زن مفهومى ندارد . همه مىدانند نشست و برخاست‌ها در محيطهاى پاك كه موضوع بهره كشى مرد از زن در ميان نبوده است هيچ گاه در جامعهء اسلامى ممنوع نبوده است .