تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
مسلماً علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است . لااقل علت منحصر و اساسى عدم امنيت نبوده است ، زيرا اين امر نه در آثار اسلامى به عنوان علت پوشش معرفى شده است و نه چنين چيزى با تاريخ تطبيق مىكند . در ميان اعراب جاهليت پوشش نبود و در عين حال امنيت فردى به واسطهء زندگى خاص قبيله‌اى و بدوى وجود داشت ؛ يعنى در همان وقت كه در ايران ناامنى فردى و تجاوز به ناموس به حد اعلى وجود داشت و پوشش هم بود ، در عربستان اين گونه تجاوز بين افراد قبائل وجود نداشت . امنيتى كه در زندگى قبيله‌اى وجود نداشت امنيت اجتماعى يعنى امنيت گروهى بود و اين گونه عدم امنيت‌ها را پوشش نمىتواند چاره نمايد . به اين معنى كه قبيله‌اى به قبيلهء ديگر شبيخون مىزد . در اين شبيخونها كه به وسيلهء قبيلهء بيگانه انجام مىشد همه چيز دستخوش غارت مىگرديد ، هم مرد اسير مىشد و هم زن ، پوشش زن براى او امنيت نمىآورد . زندگى اعراب جاهليت با همهء تفاوت عظيم و فاحشى كه با زندگى صنعتى و ماشينى عصر ما داشته ، از اين جهت مانند عصر ما بوده يعنى فحشا و زنا حتى در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولى به خاطر يك نوع دموكراسى و نبودن حكومت استبدادى كسى زن كسى را به زور از خانه‌اش بيرون نمىكشيد . با اين تفاوت كه نوعى عدم امنيت فردى در زندگى ماشينى امروز هست كه در آن عصر نبود . پوشش براى جلوگيرى از تجاوز كسانى است كه در يك جا زندگى مىكنند . برحسب خوى و عادت قبيله‌اى بين افراد يك قبيله اين‌جور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمىتوانيم بگوييم كه اسلام صرفاً به خاطر برقرار ساختن امنيت دستور پوشش را وضع كرد . فلسفهء اساسى پوشش چيز ديگر است كه توضيح خواهيم داد . در عين حال نمىخواهيم بگوييم كه مسألهء امنيت زن از گزند تجاوز مرد به هيچ وجه مورد توجه نبوده است . بعداً در آنجا كه به تفسير آيهء « جِلباب » مىپردازيم خواهيم ديد كه قرآن كريم بدين اصل توجه داشته است . مدعى اين موضوع نيز نيستيم كه در عصر ما اين فلسفه بىمورد است و امنيت كامل براى زن از ناحيهء تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف كه در كشورهاى به اصطلاح پيشرفته همه روزه رخ مىدهد ، در روزنامه‌هاى ما هم منعكس است .