عشق و عاطفه در وجودش ضعيف شده ، از زن به صورت يك ابزار اقتصادى استفاده كرده است . ولى اين را به صورت يك اصل كلى حاكم بر تمام جوامع ماقبل [ قرن ] نوزدهم نمىتوان ذكر كرد .
تجاوز به حقوق واقعى زن ، استثمار زن ، خشونت نسبت به او منحصر به ماقبل قرن 19 نيست . در قرن نوزدهم و بيستم حقوق واقعى زن كمتر از گذشته پايمال نشده است .
منتها چنان كه مىدانيم از مشخصات اين قرن اين است كه روى مقاصد استثمارگرانه سرپوشى از مفاهيم انسانى گذاشته مىشود .
سخن ما دربارهء اسلام است . آيا اسلام در دستورات خود دربارهء پوشش و حريم ميان زن و مرد چه هدف و منظورى داشته است ؟ آيا خواسته است زن را از لحاظ اقتصادى در خدمت مرد قرار دهد ؟ ! .
قدر مسلّم اين است كه حجاب در اسلام بدين منظور نيست . اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره كشى اقتصادى كند ، بلكه سخت با آن مبارزه كرده است . اسلام با قطعيّت تامّى كه به هيچ وجه قابل مناقشه نيست ، اعلام كرده است كه مرد هيچ گونه حق استفادهء اقتصادى از زن ندارد . اين مسأله كه زن استقلال اقتصادى دارد از مسلّمات قطعى اسلام است . كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست . زن اگر مايل باشد ، كارى كه در خانه به وى واگذار مىشود مجّاناً و تبرّعاً انجام مىدهد ، و اگر نخواهد ، مرد حق ندارد او را مجبور كند . حتى در شيردادن به طفل با اينكه زن اولويّت دارد ، اولويّت او موجب سقوط حق اجرت او نيست ، يعنى اگر زن بخواهد فرزند خود را در مقابل مبلغى فرضاً يكهزار ريال در ماه شير بدهد و زن بيگانهاى هم به همين مبلغ حاضر است شير بدهد پدر بايد اولويّت زن را رعايت كند . فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه مىكند مرد حق دارد طفل را به دايهاى كه اجرت كمترى مىگيرد بسپارد . زن مىتواند هر نوع كارى همين قدر كه فاسدكنندهء خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً متعلق به خود اوست .
اگر اسلام در حجاب ، نظر به استثمار اقتصادى زن داشت بيگارى زن را براى مرد تجويز مىكرد ؛ معقول نيست كه از يك طرف براى زن استقلال اقتصادى قائل شود و از طرف ديگر حجاب را به منظور استقلال و استثمار زن وضع كند .
پس اسلام چنين منظورى نداشته است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٢