تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
از اينجا معلوم مىشود كه رسم چندشوهرى در جاهليت عرب وجود داشته است . منتسكيو در روح القوانين مىگويد : « ابوالظهيرالحسن ، جهانگرد عرب ، در قرن نهم ميلادى كه به هندوستان و چين رفت اين رسم را ( چند شوهرى ) مشاهده كرد و آن را دليل بر فحشاء شمرد . » . و هم او مىنويسد : « در سواحل مالابار قبيله‌اى به نام قبيلهء « نائير » زندگى مىكنند . مردان اين قبيله نمىتوانند بيش از يك زن بگيرند ، در صورتى كه زنهاى آنها مىتوانند شوهرهاى متعددى انتخاب كنند . به عقيدهء من علت وضع اين قانون اين است كه مردان قبيلهء نائير سلحشورترين قبايل مىباشند و به واسطهء اصالتى كه دارند حرفهء جنگ با آنهاست ، و همان طورى كه ما در اروپا سربازان را از ازدواج منع مىكنيم تا علايق زناشويى مانع از انجام حرفهء سربازى آنها نشود ، قبايل مالابار هم سعى كرده‌اند حتى المقدور مردان قبيلهء نائير را از علايق خانوادگى معاف دارند . و چون به واسطهء گرمى آب و هوا ممكن نمىشد مطلقاً آنان را از ازدواج ممانعت كنند ، لذا مقرر داشته‌اند چند مرد داراى يك زن باشند تا علاقهء خانوادگى آنها سست باشد و مانع انجام حرفهء جنگى آنها نشود . »

اشكال چندشوهرى

اشكال عمده و اساسى كه چندشوهرى به وجود مىآورد و همان بيشتر سبب شده كه اين رسم عملًا موفقيتى نداشته باشد ، اشتباه انساب است . در اين نوع زناشويى رابطهء پدر با فرزند عملًا نامشخص است ، همچنانكه در كمونيسم جنسى نيز رابطهء پدران با فرزندان نامشخص است ؛ و همان طورى كه كمونيسم جنسى نتوانست براى خود جا باز كند ، چندشوهرى نيز نتوانست مورد پذيرش يك اجتماع واقعى بوده باشد ، زيرا همچنانكه در يكى از مقالات گذشته گفتيم زندگى خانوادگى و تأسيس آشيانه براى نسل آينده و ارتباط قطعى ميان نسل گذشته و آينده ، خواستهء غريزهء طبيعت بشر است . اينكه احياناً و استثنائاً در ميان بعضى طوايف بشرى چندشوهرى