تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
« در جاهليت عرب چهارنوع زناشويى وجود داشته است . يك نوع همان است كه امروز معمول و جارى است كه مردى به وسيلهء پدر دختر از دختر خواستگارى مىكند و پس از تعيين مهر با او ازدواج مىكند و فرزندى كه از آن دختر پيدا مىشود از لحاظ تعيين پدر تكليف روشنى دارد . نوع ديگر اين بوده كه مردى در خلال ايام زناشويى با زنى ، خود وسيلهء زناشويى او را با مرد ديگرى براى يك مدت محدود فراهم مىكرده است تا از او براى خود نسل بهترى به وجود آورد ، به اين ترتيب كه آن مرد از زن خود كناره گيرى مىكرد و زن خود را توصيه مىكرد كه خود را در اختيار فلان شخص معين بگذارد و تا وقتى كه از آن مرد آبستن نمىشد به كناره گيرى خودش ادامه مىداد . همين كه روشن مىشد آبستن شده ، با او نزديكى مىكرد . اين كار را در مورد كسانى مىكردند كه آنها را براى توليد فرزند از خود شايسته‌تر مىدانستند . و در حقيقت اين كار را براى بهبود نسل و اصلاح نژاد انجام مىدادند . اين نوع زناشويى را - كه در واقع زناشويى در خلال ايام زناشويى ديگر بود - « نكاح استبضاع » مىناميدند . نوع ديگر زناشويى اين بود : گروهى كه عده‌شان كمتر از ده نفر مىبود با يك زن معين رابطه برقرار مىكردند . آن زن آبستن مىشد و فرزندى به دنيا مىآورد . در اين وقت آن زن همهء آن گروه را نزد خود دعوت مىكرد و طبق عادت و رسم آن زمان ، آن مردان نمىتوانستند از آمدن سرپيچى كنند ؛ همه مىآمدند . در اين هنگام آن زن هر كدام از آن مردان را كه خود مايل بود به عنوان پدر براى فرزند خود انتخاب مىكرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن فرزند امتناع كند . به اين ترتيب آن فرزند فرزند رسمى و قانونى آن مرد محسوب مىشد . نوع چهارم اين بود كه زنى رسماً عنوان « روسپىگرى » داشت . هر مردى - بدون استثنا - مىتوانست با او رابطه داشته باشد . اين گونه زنان معمولًا پرچمى بالاى خانهء خود مىزدند و با آن علامت شناخته مىشدند . اينچنين زنان پس از آن كه فرزندانى به دنيا مىآوردند همهء مردانى را كه با آنها ارتباط داشتند جمع مىكردند و آنگاه كاهن و قيافه شناس مىآوردند . قيافه شناس از روى مشخصات قيافه رأى مىداد كه اين فرزند از آن كيست ، و آن مرد هم مجبور بود نظر قيافه شناس را بپذيرد و آن فرزند را فرزند رسمى و قانونى خود بداند . همهء اين زناشويىها در جاهليت وجود داشت ، تا خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به پيغمبرى برگزيد و او همهء آنها را جز آنچه اكنون معمول است از ميان برد . »