ميان اقوام و ملل گوناگون اجازهء تعدد زوجات است . و هم ادعا مىكردند كه علت انحطاط مشرق زمين نيز تعدد زوجات است .
ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن صفحهء 61 مىگويد :
« علماى دينى در قرون وسطى چنين تصور مىكردند كه تعدد زوجات از ابتكارات پيغمبر اسلام است ، در صورتى كه چنين نيست و چنان كه ديديم در اجتماعات ابتدايى جريان چندهمسرى بيشتر مطابق آن بوده است .
عللى كه سبب پيدايش عادت تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى گشته فراوان است . به واسطهء اشتغال مردان به جنگ و شكار ، زندگى مرد بيشتر در معرض خطر بود و به همين جهت مردان بيشتر از زنان تلف مىشدند و فزونى عدهء زنان بر مردان سبب مىشد كه يا تعدد زوجات رواج پيدا كند و يا عدهاى از زنان در بىشوهرى بسر برند ، ولى در ميان آن ملل كه مرگ ومير فراوان بود هيچ شايستگى نداشت كه عدهاى زن مجرد بمانند و توليد مثل نكنند . . . بى شك تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى امر متناسبى بوده ، زيرا عدهء زنان بر مردان فزونى داشته است . از لحاظ بهبود نسل هم بايد گفت كه سازمان تعدد زوجات بر تك همسرى فعلى ترجيح داشته است ، چه همان گونه كه مىدانيم تواناترين و محتاطترين مردان عصر جديد غالباً طورى است كه دير موفق به اختيار همسر مىشوند و به همين جهت كم فرزند مىآورند ، در صورتى كه در آن ايام گذشته تواناترين مردان ظاهراً به بهترين زنان دست مىيافته و فرزندان بيشتر توليد مىكردهاند . به همين جهت است كه تعدد زوجات مدت مديدى در ميان ملتهاى ابتدايى بلكه ملتهاى متمدن توانسته است دوام كند و فقط در همين اواخر و در زمان ماست كه رفته رفته دارد از كشورهاى خاورى رخت برمىبندد . در زوال اين عادت ، عواملى چند دخالت كرده است : زندگانى كشاورزى كه حالت ثباتى دارد سختى و ناراحتى زندگى مردان را تقليل داد و مخاطرات كمتر شد و به همين جهت عدد مرد و زن تقريباً مساوى يكديگر شد و در اين هنگام چندزنى حتى در اجتماعات ابتدايى از امتيازات اقليت ثروتمند گرديد و تودهء مردم به همين جهت با يك زن بسر مىبرند و عمل « زنا » را چاشنى آن قرار مىدهند ! » .
گوستاو لوبون در تاريخ تمدن صفحهء 507 مىگويد :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٤