تعدد زوجات
« تك همسرى » طبيعى ترين فرم زناشويى است . در تك همسرى روح اختصاص يعنى مالكيت فردى و خصوصى - كه البته با مالكيت خصوصى ثروت متفاوت است - حكمفرماست . در تك همسرى هر يك از زن و شوهر احساسات و عواطف و منافع جنسى ديگرى را « از آنِ » خود و مخصوص شخص خود مىداند .
نقطهء مقابل تك همسرى « چندهمسرى » يا زوجيت اشتراكى است . چندهمسرى يا زوجيت اشتراكى به چند شكل ممكن است فرض شود .
كمونيسم جنسى
يكى اينكه اختصاص در هيچ طرف وجود نداشته باشد ؛ نه مرد به زن معين اختصاص داشته باشد و نه زن مخصوص مرد معين باشد . اين فرض همان است كه از آن به « كمونيسم جنسى » تعبير مىشود . كمونيسم جنسى مساوى است با نفى زندگى خانوادگى . تاريخ و حتى فرضيات مربوط به ماقبل تاريخ ، دورهاى را نشان نمىدهد كه در آن دوره بشر به كلى فاقد زندگى خانوادگى بوده و كمونيسم جنسى بر آن حاكم بوده است . آنچه را به اين نام خواندهاند و مدعى هستند كه در ميان بعضى از مردمان وحشى وجود داشته ، حالت متوسطى بوده ميان زندگى اختصاصى خانوادگى و