حق طلاق
طلاق در عصر ما يك مشكلهء بزرگ جهانى است . همه مىنالند و شكايت دارند .
آنان كه طلاق در قوانينشان بهطور كلى ممنوع است ، از نبودن طلاق و بسته بودن راه خلاص از ازدواجهاى ناموفق و نامناسب كه قهراً پيش مىآيد مىنالند . آنان كه بر عكس ، راه طلاق را به روى زن و مرد متساوياً باز كردهاند فريادشان از زيادى طلاقها و نااستوارى بنيان خانوادهها با همهء عوارض و آثار نامطلوبى كه دارد به آسمان رسيده است . و آنان كه حق طلاق را تنها به مرد دادند از دو ناحيه شكايت دارند :
1 . از ناحيهء طلاقهاى ناجوانمردانهء بعضى از مردان كه پس از سالها پيوند زناشويى ناگهان هوس زن نو در دلشان پيدا مىشود و زن پيشين را كه عمر و جوانى و نيرو و سلامت خود را در خانهء آنها صرف كرده و هرگز باور نمىكرده كه روزى آشيانهء گرم او را از او بگيرند ، با يك رفتن به محضر طلاق او را دست خالى از آشيانهء خود مىرانند .
2 . از ناحيهء امتناعهاى ناجوانمردانهء بعضى مردان از طلاق زنى كه اميد سازش و زندگى مشترك ميان آنها وجود ندارد .
بسيار اتفاق مىافتد كه اختلافات زناشويى به علل خاصى به جايى مىكشد كه اميد رفع آنها از ميان مىرود ، تمام اقدامات براى اصلاح بىنتيجه مىماند ، تنفر شديد ميان زن و شوهر حكمفرما مىشود و آن دو عملًا يكديگر را ترك مىكنند و جدا از هم