رسول اكرم فرمود : خداوند دشمن مىدارد و لعنت مىكند مردى را كه دلش مىخواهد مرتب زن عوض كند و زنى را كه دلش مىخواهد مرتب شوهر عوض كند .
به پيغمبر اكرم خبر دادند كه ابوايوب انصارى تصميم گرفته زن خودام ايوب را طلاق دهد . پيغمبر كهام ايوب را مىشناخت و مىدانست طلاق ابوايوب بر اساس يك دليل صحيحى نيست ، فرمود : « انَّ طَلاقَ امِّ ايّوبَ لَحوب » يعنى طلاقام ايوب گناه بزرگ است .
ايضاً پيغمبر اكرم فرمود : جبرئيل آنقدر به من در بارهء زن سفارش و توصيه كرد كه گمان كردم طلاق زن جز در وقتى كه مرتكب فحشاء قطعى شده باشد سزاوار نيست .
امام صادق از پيغمبر اكرم نقل كرده كه فرمود : « چيزى در نزد خدا محبوبتر از خانهاى كه در آن پيوند ازدواجى صورت گيرد وجود ندارد و چيزى در نزد خدا مبغوضتر از خانهاى كه در آن خانه پيوندى با طلاق بگسلد وجود ندارد » . امام صادق آنگاه فرمود : اينكه در قرآن نام طلاق مكرر آمده و جزئيات كار طلاق مورد عنايت و توجه قرآن واقع شده ، از آن است كه خداوند جدايى را دشمن مىدارد .
طبرسى در مكارم الاخلاق از رسول خدا نقل كرده است كه فرمود : « ازدواج كنيد ولى طلاق ندهيد ، زيرا عرش الهى از طلاق به لرزه درمىآيد » .
امام صادق فرمود : « هيچ چيز حلالى مانند طلاق مبغوض و منفور پيشگاه الهى نيست . خداوند مردمان بسيارطلاق دهنده را دشمن مىدارد » .
اختصاص به روايات شيعه ندارد ، اهل تسنن نيز نظير اينها را روايت كردهاند . در سنن ابوداود از پيغمبر اكرم نقل مىكند : « ما احَلَّ اللَّهُ شَيْئاً ابْغَضَ الَيْهِ مِنَ الطَّلاق » يعنى خداوند چيزى را حلال نكرده كه در عين حال آن را دشمن داشته باشد مانند طلاق .
مولوى در داستان معروف موسى و شبان ، اشاره به همين حديث نبوى مىكند آنجا كه مىگويد :
تا توانى پا منه اندر فراق * ابْغَضُ الْاشْياء عِنْدى الطَّلاق
آنچه در سيرت پيشوايان دين مشاهده مىشود اين است كه تا حدود امكان از طلاق پرهيز داشتهاند و لهذا طلاق از طرف آنها بسيار به ندرت صورت گرفته است و هر وقت صورت گرفته دليل معقول و منطقى داشته است . مثلًا امام باقر زنى اختيار مىكند و آن زن خيلى مورد علاقهء ايشان واقع مىشود . در جريانى امام متوجه مىشود كه اين زن « ناصبيه » است يعنى با على بن ابيطالب عليه السلام دشمنى مىورزد و بغض آن