تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
چنين بود كه كج‌دار و مريز » .

فرضيه‌ها

اكنون مطلب را از ريشه مورد بحث قرار دهيم . اول از جنبهء نظرى ببينيم آيا طلاق خوب است يا بد ؟ آيا خوب است راه طلاق به‌طور كلى باز باشد ؟ آيا خوب است كه كانونهاى خانوادگى پشت سر هم از هم بپاشد ؟ اگر اين خوب است ، پس هر جريانى كه بر افزايش طلاقها بيفزايد عيب ندارد . و يا بايد راه طلاق به كلى بسته باشد و پيوند ازدواج اجباراً شكل ابديت داشته باشد و جلو هر جريانى كه موجب سستى پيوند مقدس ازدواج مىشود گرفته شود ؟ يا راه سومى در كار است : قانون نبايد راه طلاق را به‌طور كلى بر زن و مرد ببندد بلكه بايد راه را باز بگذارد ؛ طلاق احياناً ضرورى و لازم تشخيص داده مىشود . در عين حال كه قانون راه را به كلى نمىبندد ، اجتماع بايد مساعى كافى به كار برد كه موجبات تفرقه و جدايى ميان زنان و شوهران به وجود نيايد . اجتماع بايد با عللى كه سبب تفرقه و جدايى زنان و شوهران و بى آشيانه شدن كودكان مىگردد مبارزه كند ؛ و اگر اجتماع موجبات طلاق را فراهم كند ، منع و بست قانون نمىتواند كارى صورت بدهد . اگر بنا بشود قانون راه طلاق را باز بگذارد ، آيا بهتر است به چه شكلى باز بگذارد ؟ آيا بايد اين راه تنها براى مرد يا براى زن باز باشد يا بايد براى هر دو باز باشد ؟ و بنا بر شق دوم ، آيا بهتر است راهى كه باز مىگذارد براى زن و مرد به يك شكل باشد ؟ راه خروجى زن و مرد را از حصار ازدواج به يك نحو قرار دهد ؟ يا بهتر اين است كه براى هر يك از زن و مرد يك در خروجى جداگانه قرار دهد ؟ . مجموعاً پنج فرضيه در مورد طلاق مىتوان اظهار داشت : 1 . بى اهميتى طلاق و برداشتن همهء قيدوبندهاى قانونى و اخلاقى جلوگيرى از طلاق . كسانى كه به ازدواج تنها از نظر كامجويى فكر مىكنند ، جنبهء تقدس و ارزش خانواده را براى اجتماع در نظر نمىگيرند و از طرفى فكر مىكنند پيوندهاى زناشويى هرچه زودتر تجديد و تبديل شود لذت بيشترى به كام زن و مرد مىريزد ، اين فرضيه را تأييد مىكنند . آن كس كه مىگويد : « عشق دوم هميشه دلپذيرتر است » طرفدار همين فرضيه است . در اين فرضيه ، هم ارزش اجتماعى كانون خانوادگى فراموش شده است