و هم مسرت و صفا و صميميت و سعادتى كه تنها در اثر ادامهء پيوند زناشويى و يكى شدن و يكى دانستن دو روح پيدا مىشود ناديده گرفته شده است . اين فرضيه ناپخته ترين و ناشيانه ترين فرضيهها در اين زمينه است .
2 . اينكه ازدواج يك پيمان مقدس است ، وحدت دلها و روحهاست و بايد براى هميشه اين پيمان ثابت و محفوظ بماند و طلاق از قاموس اجتماع بشرى بايد حذف شود . زن و شوهرى كه با يكديگر ازدواج مىكنند ، بايد بدانند كه جز مرگ چيزى آنها را از يكديگر جدا نمىكند .
اين فرضيه همان است كه كليساى كاتوليك قرنهاست طرفدار آن است و به هيچ قيمتى حاضر نيست از آن دست بردارد .
طرفداران اين فرضيه در جهان رو به كاهشاند . امروز جز در ايتاليا و در اسپانياى كاتوليك به اين قانون عمل نمىشود . مكرر در روزنامهها مىخوانيم كه فرياد زن و مرد ايتاليايى از اين قانون بلند است و كوششها مىشود كه قانون طلاق به رسميت شناخته شود و بيش از اين ازدواجهاى ناموفق به وضع ملالت بار خود ادامه ندهند .
چندى پيش در يكى از روزنامههاى عصر مقالهاى از روزنامهء ديلى اكسپرس تحت عنوان « ازدواج در ايتاليا يعنى بندگى زن » ترجمه شده بود و من خواندم . در آن مقاله نوشته بود : در حال حاضر به واسطهء عدم وجود طلاق در ايتاليا عملًا افراد بسيارى از مردم به صورت نامشروع روابط جنسى برقرار مىكنند . طبق نوشتهء آن مقاله : « در حال حاضر بيش از پنج ميليون نفر ايتاليايى معتقدند كه زندگى آنها چيزى نيست جز گناه محض و روابطنا مشروع » .
در همان روزنامه از روزنامهء فيگارو نقل كرده بود كه ممنوعيت طلاق مشكل بزرگى براى مردم ايتاليا به وجود آورده است : « بسيارى تابعيت ايتاليا را به همين خاطر ترك كردهاند . يك مؤسسهء ايتاليايى اخيراً از زنان آن كشور نظر خواسته است كه آيا اجراى مقررات طلاق بر خلاف اصول مذهبى است يا نه ؟ 97 درصد از زنان به اين پرسش پاسخ منفى دادهاند » .
كليسا در نظر خود پافشارى مىكند و به تقدس ازدواج و لزوم استحكام هرچه بيشتر آن استدلال مىكند .
تقدس ازدواج و لزوم استحكام و خلل ناپذيربودن آن مورد قبول است ، اما به شرطى كه عملًا اين پيوند ميان زوجين محفوظ باقى مانده باشد . مواردى پيش مىآيد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٩