شورش را در آوردهاند » . عنوان برجستهء مقالهء روزنامهء فرانس سوار اين است كه در بيش از 200 رستوران و كابارهء ايالت كاليفرنيا پيشخدمتهاى زن با سينهء باز كار مىكنند . در اين مقاله نوشته شده كه « مونوكينى » ، مايويى كه سينههاى زنان را نمىپوشاند ، در سانفرانسيسكو و لوس آنجلس به عنوان لباس كار شناخته شده است . در شهر نيويورك دهها سينما فيلمهايى را نشان مىدهند كه فقط در زمينهء مسائل جنسى است و تصاوير برهنهء زنان بر بالاى در آنها به چشم مىخورد . اسامى بعضى از آنها از اين قرار است : « مردانى كه زنان خود را با هم عوض مىكنند » ، « دخترانى كه مخالف اخلاقند » ، « تنكهاى كه هيچ چيز را نمىپوشاند » . در ويترين كتابخانهها كمتر كتابى است كه عكس زن لخت در پشت آن نباشد ؛ حتى كتابهاى كلاسيك هم از اين قاعده مستثنى نيست و در ميان آنها كتابهايى از اين قبيل به حد وفور ديده مىشود : « وضع جنسى شوهران آمريكايى » ، « وضع جنسى مردان غرب » ، « وضع جنسى جوانهاى كمتر از بيست سال » ، « شيوههاى جديد در امور جنسى بر اساس تازه ترين اطلاعات » . نويسندهء روزنامه فرانس سوار آنگاه با تعجب و نگرانى از خودش مىپرسد كه آمريكا دارد به كجا مىرود ؟ » .
بامشاد آنگاه مىنويسد :
« راستش اينكه هر كجا كه مىخواهد برود . . . من فقط دلم براى آن عده از مردم مملكتم مىسوزد كه خيال مىكنند در پهنهء جهان سرمشق مناسبى پيدا كردهاند و در اين راه سر از پا نمىشناسند . » .
پس معلوم مىشود اگر زن آمريكايى سر به هوا شده است و كامجويى را بر وفادارى به شوهر و خانواده ترجيح مىدهد زياد مقصر نيست ؛ اين محيط اجتماعى است كه چنين تيشه به ريشهء كانون مقدس خانوادگى زده است .
عجبا ! پيشقراولان قرن ما روز به روز عوامل اجتماعى طلاق و انحلال كانون خانوادگى را افزايش مىدهند و با يكديگر در اين راه مسابقه مىدهند و آنگاه فرياد مىكشند كه چرا طلاق اينقدر زياد است ؟ اينها از طرفى عوامل طلاق را افزايش مىدهند و از طرف ديگر مىخواهند با قيد و بند قانون جلو آن را بگيرند . « اين حكم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٧