برابر نارسايى آن كم تحملتر از مادر بزرگ خويش است . »
طلاق در ايران
افزايش طلاق منحصر به آمريكا نيست ، بيمارى عمومى قرن است . در هرجا كه آداب و رسوم جديد غربى بيشتر نفوذ كرده است ، آمار طلاق هم افزايش يافته است .
مثلًا اگر ايران خودمان را در نظر بگيريم ، طلاق در شهرها بيش از ولايات است و در تهران كه آداب و عادات غربى رواج بيشترى دارد بيش از شهرهاى ديگر است .
در روزنامهء اطلاعات شمارهء 11512 آمار مختصرى از ازدواجها و طلاقهاى ايران ذكر كرده بود ، نوشته بود :
« بيش از يك چهارم طلاقهاى ثبت شدهء سراسر كشور مربوط به تهران است ؛ يعنى 27 درصد طلاقهاى ثبت شده را تهران تشكيل مىدهد ، با اينكه نسبت جمعيت تهران به جمعيت سراسر كشور 10 درصد مىباشد . بهطور كلى درصد طلاق در شهر تهران بيش از درصد ازدواج است . وقايع ازدواج تهران 15 درصد كل ازدواج كشور است . »
محيط طلاق زاى آمريكا
بگذاريد حالا كه سخن از افزايش طلاق در آمريكا به ميان آمد و از مجلهء نيوزويك نقل شد كه زن آمريكايى كامجويى و لذت را بر استوارى و نگهدارى كانون خانوادگى مقدم مىدارد ، گامى جلوتر برويم و ببينيم چرا زن آمريكايى چنين شده است . مسلماً مربوط به سرشت زن آمريكايى نيست ، علت اجتماعى دارد ؛ اين محيط آمريكاست كه اين روحيه را به زن آمريكايى داده است . غرب پرستان ما سعى دارند بانوان ايرانى را در مسيرى بيندازند كه زنان آمريكايى رفتهاند . اگر اين آرزو جامهء عمل بپوشد ، مسلماً زن ايرانى و كانون خانوادگى ايرانى نيز سرنوشتى نظير سرنوشت زن آمريكايى و خانوادهء آمريكايى خواهد داشت .
هفته نامهء بامشاد در شمارهء 66 ( 4 / 5 / 44 ) چنين نوشته بود :
« ببينيد كار به كجا كشيده كه صداى فرانسويان هم بلند شده كه « آمريكاييها ديگر