را از بندگى و جان كندن در خانه رهانيده ، گرفتار بندگى و جان كندن در مغازه و كارخانه كرده است . » .
چنان كه ملاحظه مىفرماييد سرمايه داران و كارخانه داران انگلستان بودند كه به خاطر منافع مادى اين قدم را به نفع زن برداشتند .
قرآن و استقلال اقتصادى زن
اسلام در هزاروچهارصد سال پيش اين قانون را گذراند و گفت : «
لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ
» « 1 » مردان را از آنچه كسب مىكنند و به دست مىآورند بهرهاى است و زنان را از آنچه كسب مىكنند و به دست مىآورند بهرهاى است .
قرآن مجيد در آيهء كريمه همان طورى كه مردان را در نتايج كار و فعاليتشان ذى حق دانست ، زنان را نيز در نتيجهء كار و فعاليتشان ذى حق شمرد .
در آيهء ديگر فرمود : «
لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
» « 2 » يعنى مردان را از مالى كه پدر و مادر و يا خويشاوندان بعد از مردن خود باقى مىگذارند بهرهاى است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود باقى مىگذارند بهرهاى است .
اين آيه حق ارث بردن زن را تثبيت كرد . ارث بردن يا نبردن زن تاريخچهء مفصلى دارد كه به خواست خدا بعداً ذكر خواهيم كرد . عرب جاهليت حاضر نبود به زن ارث بدهد ، اما قرآن كريم اين حق را براى زن تثبيت كرد .
يك مقايسه
پس قرآن كريم سيزده قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادى داد ، با اين تفاوت :
اولًا انگيزهاى كه سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادى بدهد جز جنبههاى انسانى و عدالت دوستى و الهى اسلام نبوده . در آنجا مطالبى از قبيل مطامع كارخانه داران انگلستان وجود نداشت كه به خاطر پركردن شكم خود اين قانون را
هامش
( 1 ) . نساء / 32 .
( 2 ) . نساء / 7 .