اصطلاح از زن شوهردار رفع محجوريت شد .
چرا اروپا ناگهان استقلال مالى داد ؟
حالا چطور شد كه در يك قرن چنين حادثهء مهمى رخ داد ؟ آيا احساسات انسانى مردان اروپايى به غليان آمد و به ظالمانه بودن كار خود پى بردند ؟ .
پاسخ اين پرسش را از ويل دورانت بشنويد . وى در لذات فلسفه صفحهء 158 بحثى تحت عنوان « علل » باز كرده است و در آنجا به اصطلاح علل آزادى زن را در اروپا شرح مىدهد .
متأسفانه در آنجا به حقيقت وحشتناكى برمىخوريم . معلوم مىشود زن اروپايى براى آزادى و حق مالكيت خود ، از ماشين بايد تشكر كند نه از آدم ، و در مقابل چرخهاى عظيم ماشين بايد سر تعظيم فرود آورد نه در مقابل مردان اروپايى . آزمندى و حرص صاحبان كارخانه بود كه براى اينكه سود بيشترى ببرند و مزد كمترى بدهند قانون استقلال اقتصادى را در مجلس انگلستان گذراند .
ويل دورانت مىگويد :
« اين واژگونى سريع عادات و رسوم محترم و قديمتر از تاريخ مسيحيت را چگونه تعليل كنيم ؟ علت عمومى اين تغيير ، فراوانى و تعدد ماشين آلات است . « آزادى » زن از عوارض انقلاب صنعتى است . . .
يك قرن پيش در انگلستان كار پيدا كردن بر مردان دشوار گشت . اما اعلانها از آنان مىخواست كه زنان و كودكان خود را به كارخانهها بفرستند . كارفرمايان بايد در انديشهء سود و سهام خود باشند و نبايد خاطر خود را با اخلاق و رسوم حكومتها آشفته سازند . كسانى كه ناآگاه بر « خانه براندازى » توطئه كردند كارخانه داران وطن دوست قرن نوزدهم انگلستان بودند .
نخستين قدم براى آزادى مادران بزرگ ما قانون 1882 بود . به موجب اين قانون ، زنان بريتانياى كبير از آن پس از امتياز بىسابقهاى برخوردار مىشدند و آن اينكه پولى را كه به دست مىآوردند حق داشتند براى خود نگه دارند . اين قانون اخلاقى عالى و مسيحى را كارخانه داران مجلس عوام وضع كردند تا بتوانند زنان انگلستان را به كارخانهها بكشانند . از آن سال تا به امسال سودجويى مقاومت ناپذيرى آنان