تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
حتى الامكان مهر زنان زياد نباشد ؟ آيا جز اين است كه از نظر پيغمبر اسلام هديهء زناشويى مرد به نام مهر ، و بخشش مهر يا معادل آن از طرف زن به مرد موجب استحكام الفت و علقهء زناشويى مىشود ؟ . اگر نظر اسلام به اين بود كه مهر يك وثيقهء مالى باشد ، چرا در كتاب آسمانى خود گفت : «
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً
» ؛ چرا نگفت « و اتُو النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ وَثيقَةً » ؟ . گذشته از همهء اينها ، نويسندهء مزبور پنداشته كه رسم مهر در صدر اسلام همين بوده كه امروز هست . معمول امروز اين است كه مهر بيشتر جنبهء ذمّه و عهده دارد ؛ يعنى مرد مبلغى را طبق عقد و سند به عنوان مهر به عهده مىگيرد و زن معمولًا آن را مطالبه نمىكند مگر وقتى كه اختلاف و مشاجره‌اى به ميان آيد . اين گونه مهرها مىتواند جنبهء وثيقه به خود بگيرد . در صدر اسلام معمول اين بود كه مرد هرچه به عنوان مهر متعهد مىشد ، نقد مىپرداخت . عليهذا به هيچ وجه نمىتوان گفت كه نظر اسلام از مهر اين بوده كه وثيقه‌اى در اختيار زن قرار دهد . تاريخ نشان مىدهد كه پيغمبر اكرم به هيچ وجه حاضر نبود زنى را بدون مهر در اختيار مردى قرار دهد . داستانى با اندك اختلاف در كتب شيعه و سنى آمده است از اين قرار : زنى آمد به خدمت پيغمبر اكرم و در حضور جمع ايستاد و گفت : يا رسول اللَّه ! مرا به همسرى خود بپذير . رسول اكرم در مقابل تقاضاى زن سكوت كرد ، چيزى نگفت . زن سر جاى خود نشست . مردى از اصحاب به پا خاست و گفت : يا رسول اللَّه ! اگر شما مايل نيستيد ، من حاضرم . پيغمبر اكرم سؤال كرد : مهر چى مىدهى ؟ . - هيچى ندارم . - اين‌طور كه نمىشود . برو به خانه‌ات ، شايد چيزى پيدا كنى و به عنوان مهر به اين زن بدهى . مرد به خانه‌اش رفت و برگشت و گفت : در خانه‌ام چيزى پيدا نكردم .