قوانين فطرت را رعايت كند و از آن جمله نقش خاص هر يك از زن و مرد را در مسألهء عشق در نظر بگيرد . قانون مهر هماهنگى با طبيعت است از اين رو كه نشانه و زمينهء آن است كه عشق از ناحيهء مرد آغاز شده و زن پاسخگوى عشق اوست و مرد به احترام او هديهاى نثار او مىكند . از اين رو نبايد قانون مهر - كه يك ماده از يك اساسنامهء كلى است و به دست طراح طبيعت تدوين شده - به نام تساوى حقوق زن و مرد ملغى گردد .
چنان كه ملاحظه فرموديد قرآن در باب مهر ، رسوم و قوانين جاهليت را على رغم ميل مردان آن روز عوض كرد . آنچه خود قرآن در باب مهر گفت رسم معمول جاهليت نبود كه بگوييم قرآن اهميتى به بود و نبود مهر نمىدهد . قرآن مىتوانست مهر را به كلى منسوخ كند و مردان را از اين نظر راحت كند ، ولى اين كار را نكرد .
انتقادها
اكنون كه نظر اسلام را در بارهء مهر دانستيد و معلوم شد مهر از نظر اسلام چه فلسفهاى دارد ، خوب است سخن كسانى را كه به اين قانون اسلامى انتقاد دارند نيز بشنويد .
خانم منوچهريان در كتاب انتقاد بر قوانين اساسى و مدنى ايران در فصلى كه تحت عنوان « مهر » باز كردهاند چنين نوشتهاند :
« همچنانكه براى داشتن باغ يا خانه يا اسب يا استر ، مرد بايد مبلغى بپردازد ، براى خريدن زن هم بايد پولى از كيسه خرج كند . و همچنانكه بهاى خانه و باغ و استر بر حسب بزرگى و كوچكى و زشتى و زيبايى و بهره و فايده متفاوت است ، بهاى زن هم بر حسب زشتى و زيبايى و پولدارى و بىپولى او تفاوت مىكند . قانونگذاران مهربان و جوانمرد ما قريب 12 ماده در بارهء قيمت زن نوشتهاند و فلسفهء آنان آن است كه اگر پول در ميان نباشد رشتهء استوار زناشويى سخت سست و زود گسل مىشود . » .
اگر قانون مهر از طرف اجنبى آمده بود ، آيا باز هم اينقدر مورد بىمهرى و تهمت و افترا بود ؟ مگر هر پولى كه كسى به كسى مىدهد ، مىخواهد او را بخرد ؟ ! پس بايد رسم هديه و بخشش و پيشكش را منسوخ كنند . ريشهء قانون مهر كه در قانون مدنى آمده