تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
قرآن است . قرآن تصريح مىكند كه مهر عنوانى جز عطيه و پيشكشى ندارد . بعلاوه ، اسلام قوانين اقتصادى خود را آنچنان تنظيم كرده كه مرد حق هيچ گونه بهره بردارى اقتصادى از زن ندارد . در اين صورت چگونه مىتوان مهر را به عنوان قيمت زن ياد كرد ؟ . ممكن است بگوييد عملًا مردان ايرانى از زنان خود بهره بردارى اقتصادى مىكنند . من هم قبول دارم كه بسيارى از مردان ايرانى اين طورند ، ولى اين چه ربطى به مهر دارد ؟ مردان كه نمىگويند ما به موجب اينكه مهر پرداخته‌ايم ، به زنان خود تحكّم مىكنيم . تحكّم مرد ايرانى به زن ايرانى ريشه‌هاى ديگرى دارد . چرا به جاى اينكه مردم را اصلاح كنيد ، قانون فطرت را خراب مىكنيد و بر مفاسد مىافزاييد ؟ در تمام اين گفته‌ها يك منظور بيشتر نهفته نيست و آن اينكه ايرانى و مشرق زمينى بايد خود را و فلسفهء زندگى خود را و معيارهاى انسانى خود را فراموش كند و رنگ و شكل اجنبى به خود بگيرد تا بهتر آمادهء بلعيده شدن باشد . خانم منوچهريان مىگويند : « اگر زن از نظر اقتصادى مانند مرد باشد ، ديگر چه حاجت است كه ما براى او نفقه و كسوه و مهر قائل شويم ؟ همچنانكه هيچ يك از اين پيش بينىها و محكم كارىها در مورد مرد به ميان نمىآيد ، در مورد زن هم آن وقت نبايد وجود داشته باشد . » . اگر اين سخن را خوب بشكافيم معنىاش اين است : در دوره‌هايى كه براى زن حق مالكيت و استقلال اقتصادى قائل نبودند مهر و نفقه مىتوانست تا اندازه‌اى موجّه باشد ، ولى اگر به زن استقلال اقتصادى داده شود ( همچنانكه در اسلام اين استقلال به زن داده شده ) ديگر نفقه و مهر هيچ وجهى ندارد . ايشان گمان كرده‌اند كه فلسفهء مهر صرفاً اين است كه در مقابل سلب حقوق اقتصادى زن پولى به او برسد . آيا بهتر نبود كه ايشان مراجعهء كوتاهى به آيات قرآن مىكردند و اندكى در بارهء تعبيراتى كه قرآن از مهر كرده تأمل مىكردند و فلسفهء اصلى مهر را درمىيافتند و آنگاه از اينكه كتاب آسمانى كشورشان داراى چنين منطق عالى است به خود مىباليدند ؟ . نويسندهء « چهل پيشنهاد » در شمارهء 89 مجلهء زن روز ، صفحهء 71 پس از ذكر وضع