تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
استثمار مىكند . پس معلوم مىشود اسلام سيستم مهرى مخصوص به خود دارد . اين سيستم مهرى و فلسفه‌اش را نبايد با ساير سيستمهاى مهرى اشتباه كرد و ايراداتى كه بر آن سيستمها وارد است بر اين سيستم وارد دانست .

آيين فطرت

همچنانكه در مقالهء پيش گفتيم قرآن كريم تصريح مىكند كه مهر « نحله » و عطيه است . قرآن اين عطيه و پيشكشى را لازم مىداند . قرآن رموز فطرت بشر را با كمال دقت رعايت كرده است و براى اينكه هر يك از زن و مرد نقش مخصوصى كه در طبيعت از لحاظ علايق دوستانه به عهدهء آنها گذاشته شده فراموش نكند ، لزوم مهر را تأكيد كرده است . نقش زن اين است كه پاسخگوى محبت مرد باشد . محبت زن خوب است به صورت عكس العمل محبت مرد باشد نه به صورت ابتدايى . عشق ابتدايى زن يعنى عشقى كه از ناحيهء زن شروع بشود و زن بدون آنكه مرد قبلًا او را خواسته باشد عاشق مردى بشود ، همواره مواجه با شكست عشق و شكست شخصيت خود زن است ، بر خلاف عشقى كه به صورت پاسخ به عشق ديگرى در زن پيدا مىشود ؛ اينچنين عشق ، نه خودش شكست مىخورد و نه به شخصيت زن لطمه و شكست وارد مىآورد . آيا راست است كه زن وفا ندارد ؟ پيمان محبت زن سست است ؟ به عشق زن نبايد اعتماد كرد ؟ . اين ، هم راست است و هم دروغ . راست است اگر عشق از زن شروع شود . اگر زنى ابتدا عاشق مردى بشود و به او دل ببندد آتشش زود سرد مىشود . به چنين عشقى نبايد اعتماد كرد . اما دروغ است در صورتى كه عشق آتشين زن به صورت عكس العملى از عشق صادقانهء مردى و به عنوان پاسخگويى به عشق راستين پيدا شده باشد . اينچنين عشقى عملًا مستبعد است كه فسخ بشود ، مگر آنكه عشق مرد به سردى بگرايد و البته در اين صورت عشق زن تمام مىشود . عشق فطرى زن همين نوع از عشق است . شهرت زن به بىوفايى در عشقهاى نوع اول است و ستايشهايى كه از وفادارى زن شده مربوط به عشقهاى نوع دوم است . جامعه اگر بخواهد پيوندهاى زناشويى استحكام پيدا كند ، چاره‌اى ندارد از اينكه از همان راهى برود كه قرآن رفته است ؛ يعنى