تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
آباؤُكُمْ
» « 1 » با زنان پدران خود ازدواج نكنيد . قرآن كريم هر رسمى كه موجب تضييع مهر زنان مىشد منسوخ كرد ، از آن جمله اينكه وقتى كه مردى نسبت به زنش دلسرد و بىميل مىشد او را در مضيقه و شكنجه قرار مىداد ؛ هدفش اين بود كه با تحت شكنجه قرار دادن او ، او را به طلاق راضى كند و تمام يا قسمتى از آنچه به عنوان مهر به او داده از او پس بگيرد . قرآن كريم فرمود : «
وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ
» « 2 » يعنى زنان را به خاطر اينكه چيزى از آنها بگيريد و قسمتى از مهرى كه به آنها داده‌ايد جبران كنيد ، تحت مضيقه و شكنجه قرار ندهيد . يكى ديگر از آن رسوم اين بود كه مردى با زنى ازدواج مىكرد و براى او احياناً مهر سنگينى قرار مىداد . اما همين كه از او سير مىشد و هواى تجديد عروسى به سرش مىزد ، زن بيچاره را متهم مىكرد به فحشا و حيثيت او را لكه‌دار مىكرد و چنين وانمود مىكرد كه اين زن از اول شايستگى همسرى مرا نداشته و ازدواج بايد فسخ شود و من مهرى كه داده‌ام بايد پس بگيرم . قرآن كريم اين رسم را نيز منسوخ كرد و جلوى آن را گرفت .

سيستم مهرى اسلام خاص خودش است

يكى از مسلّمات دين اسلام اين است كه مرد حقى به مال زن و كار زن ندارد ؛ نه مىتواند به او فرمان دهد كه براى من فلان كار را بكن و نه اگر زن كارى كرد كه به موجب آن كار ثروتى به او تعلق مىگيرد ، مرد حق دارد كه بدون رضاى زن در آن ثروت تصرف كند ، و از اين جهت زن و مرد وضع مساوى دارند . و بر خلاف رسم معمول در اروپاى مسيحى كه تا اوايل قرن بيستم رواج داشت ، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقى خود تحت قيمومت شوهر نيست ؛ در انجام معاملات خود استقلال و آزادى كامل دارد . اسلام در عين اينكه به زن چنين استقلال اقتصادى در مقابل شوهر داد و براى شوهر هيچ حقى در مال زن و كار زن و معاملات زن قرار نداد ، آيين مهر را منسوخ نكرد . اين خود مىرساند كه مهر از نظر اسلام به خاطر اين نيست كه مرد بعداً از وجود زن بهرهء اقتصادى مىبرد و نيروى بدنى او را
هامش
( 1 ) . نساء / 22 . ( 2 ) . نساء / 19 .