تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
قرآن كتاب فلسفه نيست ، اما نظر خود را در بارهء جهان و انسان و اجتماع - كه سه موضوع اساسى فلسفه است - به‌طور قاطع بيان كرده است . قرآن به پيروان خود تنها قانون تعليم نمىدهد و صرفاً به موعظه و پند و اندرز نمىپردازد بلكه با تفسير خلقت به پيروان خود طرز تفكر و جهان بينى مخصوص مىدهد . زيربناى مقررات اسلامى در بارهء امور اجتماعى از قبيل مالكيت ، حكومت ، حقوق خانوادگى و غيره همانا تفسيرى است كه از خلقت و اشياء مىكند . از جمله مسائلى كه در قرآن كريم تفسير شده موضوع خلقت زن و مرد است . قرآن در اين زمينه سكوت نكرده و به ياوه گويان مجال نداده است كه از پيش خود براى مقررات مربوط به زن و مرد فلسفه بتراشند و مبناى اين مقررات را نظر تحقيرآميز اسلام نسبت به زن معرفى كنند . اسلام ، پيشاپيش نظر خود را در بارهء زن بيان كرده است . اگر بخواهيم ببينيم نظر قرآن در بارهء خلقت زن و مرد چيست ، لازم است به مسألهء سرشت زن و مرد - كه در ساير كتب مذهبى نيز مطرح است - توجه كنيم . قرآن نيز در اين موضوع سكوت نكرده است . بايد ببينيم قرآن زن و مرد را يك سرشتى مىداند يا دوسرشتى ؛ يعنى آيا زن و مرد داراى يك طينت و سرشت مىباشند و يا داراى دو طينت و سرشت ؟ قرآن با كمال صراحت در آيات متعددى مىفرمايد كه زنان را از جنس مردان و از سرشتى نظير سرشت مردان آفريده‌ايم . قرآن در بارهء آدم اوّل مىگويد : « همهء شما را از يك پدر آفريديم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار داديم » ( سورهء نساء آيهء 1 ) . در بارهء همهء آدميان مىگويد : « خداوند از جنس خود شما براى شما همسر آفريد » ( سورهء نساء و سورهء نحل و سورهء روم ) . در قرآن از آنچه در بعضى از كتب مذهبى هست كه زن از مايه‌اى پست‌تر از مايهء مرد آفريده شده و يا اينكه به زن جنبهء طفيلى و چپى داده‌اند و گفته‌اند كه همسر آدمِ اوّل از عضوى از اعضاى طرف چپ او آفريده شده ، اثر و خبرى نيست . عليهذا در اسلام نظريهء تحقيرآميزى نسبت به زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد . يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه در گذشته وجود داشته است و در ادبيات جهان آثار نامطلوبى بجا گذاشته است اين است كه زن عنصر گناه است ، از وجود زن شر و وسوسه برمىخيزد ، زن شيطان كوچك است . مىگويند در هر گناه و جنايتى كه مردان مرتكب شده‌اند زنى در آن دخالت داشته است . مىگويند مرد در ذات خود از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 131 | مرتضى مطهرى