تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمايد . قرآن در بارهء مادر موسى مىگويد : ما به مادر موسى وحى فرستاديم كه كودك را شير بده و هنگامى كه بر جان او بيمناك شدى او را به دريا بيفكن و نگران نباش كه ما او را به سوى تو باز پس خواهيم گردانيد . قرآن در بارهء مريم ، مادر عيسى ، مىگويد : كار او به آنجا كشيده شده بود كه در محراب عبادت همواره ملائكه با او سخن مىگفتند و گفت وشنود مىكردند ، از غيب براى او روزى مىرسيد ، كارش از لحاظ مقامات معنوى آنقدر بالا گرفته بود كه پيغمبر زمانش را در حيرت فرو برده ، او را پشت سر گذاشته بود ، زكريا در مقابل مريم مات و مبهوت مانده بود . در تاريخ خود اسلام زنان قدّيسه و عاليقدر فراوانند . كمتر مردى است به پايهء خديجه برسد ، و هيچ مردى جز پيغمبر و على به پايهء حضرت زهرا نمىرسد . حضرت زهرا بر فرزندان خود كه امامند و بر پيغمبران غير از خاتم الانبياء برترى دارد . اسلام در سير من الخلق الى الحق يعنى در حركت و مسافرت به سوى خدا هيچ تفاوتى ميان زن و مرد قائل نيست . تفاوتى كه اسلام قائل است در سير من الحق الى الخلق است ، در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمل مسؤوليت پيغامبرى است كه مرد را براى اين كار مناسبتر دانسته است . يكى ديگر از نظريات تحقيرآميزى كه نسبت به زن وجود داشته است ، مربوط است به رياضت جنسى و تقدس تجرد و عزوبت . چنان كه مىدانيم در برخى آيينها رابطهء جنسى ذاتاً پليد است . به عقيدهء پيروان آن آيينها تنها كسانى به مقامات معنوى نايل مىگردند كه همهء عمر مجرد زيست كرده باشند . يكى از پيشوايان معروف مذهبى جهان مىگويد : « با تيشهء بكارت درخت ازدواج را از بن بركنيد » . همان پيشوايان ازدواج را فقط از جنبهء دفع افسد به فاسد اجازه مىدهند ؛ يعنى مدعى هستند كه چون غالب افراد قادر نيستند با تجرد صبر كنند و اختيار از كفشان ربوده مىشود و گرفتار فحشا مىشوند و با زنان متعددى تماس پيدا مىكنند ، پس بهتر است ازدواج كنند تا با بيش از يك زن در تماس نباشند . ريشهء افكار رياضت طلبى و طرفدارى از تجرد و عزوبت ، بدبينى به جنس زن است ؛ محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقى به حساب مىآورند . اسلام با اين خرافه سخت نبرد كرد ؛ ازدواج را مقدس و تجرد را پليد شمرد . اسلام