تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
اما نمىدانم چرا كار ما - كه روزى پرچمدار علم و فلسفه و منطق در جهان بوده‌ايم - بايد به آنجا بكشد كه ديگران بخواهند نظريات خود را در باب « تشابه حقوق زن و مرد » با نام مقدس « تساوى حقوق » به ما تحميل كنند ؟ ! اين درست مثل اين است كه يك نفر لبوفروش بخواهد لبو بفروشد اما به نام گلابى تبليغ كند . آنچه مسلّم است اين است كه اسلام در همه جا براى زن و مرد حقوق مشابهى وضع نكرده است ، همچنانكه در همهء موارد براى آنها تكاليف و مجازاتهاى مشابهى نيز وضع نكرده است . اما آيا مجموع حقوقى كه براى زن قرار داده ارزش كمترى دارد از آنچه براى مردان قرار داده ؟ البته خير ، چنان كه ثابت خواهيم كرد . در اينجا سؤال دومى پيدا مىشود و آن اينكه علت اينكه اسلام حقوق زن و مرد را در بعضى موارد ، نامشابه قرار داده چيست ؟ چرا آنها را مشابه يكديگر قرار نداده است ؟ آيا اگر حقوق زن و مرد ، هم مساوى باشد و هم مشابه بهتر است يا اينكه فقط مساوى باشد و مشابه نباشد . براى بررسى كامل اين مطلب لازم است كه در سه قسمت بحث كنيم : 1 . نظر اسلام در بارهء مقام انسانى زن از نظر خلقت و آفرينش . 2 . تفاوتهايى كه در خلقت زن و مرد هست براى چه هدفهايى است ؟ آيا اين تفاوتها سبب مىشود كه زن و مرد از لحاظ حقوق طبيعى و فطرى وضع نامشابهى داشته باشند يا نه ؟ . 3 . تفاوتهايى كه در مقررات اسلامى ميان زن و مرد هست كه آنها را در بعضى قسمتها در وضع نامشابهى قرار مىدهد بر اساس چه فلسفه‌اى است ؟ آيا آن فلسفه‌ها هنوز هم به استحكام خود باقى است يا نه ؟

مقام زن در جهان بينى اسلامى

اما قسمت اول . قرآن تنها مجموعهء قوانين نيست . محتويات قرآن صرفاً يك سلسله مقررات و قوانين خشك بدون تفسير نيست . در قرآن ، هم قانون است و هم تاريخ و هم موعظه و هم تفسير خلقت و هم هزاران مطلب ديگر . قرآن همان طورى كه در مواردى به شكل بيان قانون دستورالعمل معين مىكند در جاى ديگر وجود و هستى را تفسير مىكند ، راز خلقت زمين و آسمان و گياه و حيوان و انسان و راز موتها و حياتها ، عزتها و ذلتها ، ترقيها و انحطاطها ، ثروتها و فقرها را بيان مىكند .