تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
خطرناكترين دشمن دين مىدانست . على مىدانست كه اگر اين فلسفه و اين طرزتفكر - كه طبعا در ميان عوام الناس طرفداران زياد پيدا مىكند در عالم اسلام ريشه بگيرد ، دنياى اسلام دچار چنان جمود و قشريگرى خواهد شد كه اين درخت را از ريشه خشك خواهد كرد . مبارزهء با خوارج از نظر على عليه السلام مبارزه با يك عدهء چندهزار نفرى نبود ، مبارزهء با جمود فكرى و استنباطهاى جاهلانه و يك فلسفهء غلط در زمينهء مسائل اجتماعى اسلام بود . چه كسى غير از على قادر بود در چنين جبهه‌اى وارد مبارزه شود ؟ . جنگ نهروان ضربت سختى بر خوارج وارد كرد كه ديگر نتوانستند آن‌طور كه انتظار مىرفت جايى براى خود در عالم اسلام باز كنند . مبارزهء على با آنها بهترين سندى بود براى خلفاى بعدى كه جهاد با اينها را مشروع و لازم جلوه دهند . اما باقيماندهء خوارج دست از فعاليت برنداشتند : سه نفر از اينان ، در مكه ، دور هم جمع شدند و به خيال خود به بررسى اوضاع عالم اسلام پرداختند ؛ چنين نتيجه گرفتند كه تمام بدبختيها و بيچارگيهاى عالم اسلام زير سر سه نفر است : على ، معاويه و عمرو بن العاص . على همان كسى بود كه اينها ابتدا سرباز او بودند . معاويه و عمرو بن العاص هم همانهايى بودند كه حيلهء سياسى و خدعهء نظاميشان موجب تشكيل چنين فرقهء خطرناك و بيباكى شده بود . اين سه نفر - كه يكى عبد الرحمن بن ملجم بود و ديگرى برك بن عبد اللَّه نام داشت و سومى عمرو بن بكر تميمى - در كعبه با هم پيمان بستند و هم قسم شدند كه آن سه نفر را كه در رأس مسلمين قرار دارند در يك شب يعنى در شب نوزدهم رمضان ( يا هفدهم رمضان ) بكشند . عبد الرحمن نامزد قتل على و برك مأمور قتل معاويه و عمرو بن بكر متعهد كشتن عمرو بن العاص شد . با اين پيمان و تصميم از يكديگر جدا شدند و هر كدام به طرف حوزهء مأموريت خود حركت كردند . عبد الرحمن به طرف كوفه ، مقر خلافت على راه افتاد . برك به طرف شام ، مركز حكومت معاويه رفت و عمرو بن بكر به جانب مصر ، محل فرماندهى عمرو بن العاص روان شد . دو نفر از اينها ، يعنى برك بن عبد اللَّه و عمرو بن بكر ، كار مهمى از پيش نبردند ، زيرا برك كه مأمور كشتن معاويه بود تنها توانست در آن شب معهود ضربتى از پشت سر بر سرين معاويه وارد كند كه آن ضربت با معالجهء پزشك بهبود يافت . عمرو بن بكر نيز كه