قرار بود عمرو بن العاص را به قتل برساند ، شخصاً عمرو بن العاص را نمىشناخت .
اتفاقا در آن شب عمرو بيمار بود و به مسجد نيامد ، شخص ديگرى را به نام « خارجة بن حذافه » از طرف خود نايب فرستاد . عمرو بن بكر به خيال اينكه عمروعاص همين است او را زد و كشت . بعد معلوم شد كه كس ديگرى را كشته است . تنها كسى كه منظور خود را عملى كرد عبد الرحمن بن ملجم مرادى بود .
عبد الرحمن وارد كوفه شد . عقيده و نيت خود را به احدى اظهار نكرد . مكرر در تصميم و رأى خود دچار تزلزل و ترديد گرديد و مكرر از تصميم خود منصرف شد ، زيرا شخصيت على طورى نبود كه طرف ، هر اندازه شقى و قسى باشد ، به آسانى بتواند خود را براى كشتن او حاضر كند . اما تصادفات كه در شام و مصر به نجات معاويه و عمرو بن العاص كمك كرد در عراقطور ديگر پيش آمد و يك تصادف سبب شد كه عبد الرحمن را در تصميم خود جدى كند . اگر اين تصادف پيش نمىآمد عبد الرحمن از تصميم خطرناك خويش به كلى منصرف شده بود ؛ پاى عشق يك زن به ميان آمد .
يكى از روزها عبد الرحمن به ملاقات يكى از هم مسلكان خود از خوارج رفت .
در آنجا با قطام - كه دختر يكى از خوارج بود و پدرش در نهروان كشته شده بود - آشنا شد . قطام بسيار زيبا و دلربا بود . عبد الرحمن در نظر اول شيفتهء او شد و با ديدن قطام پيمان مكه را از ياد برد . تصميم گرفت بقيهء عمر را با قطام به خوشى به سر برد و افكار خود را به كلى فراموش كند . عبد الرحمن از قطام تقاضاى ازدواج كرد . قطام تقاضاى او را پذيرفت ، اما وقتى كه قرار شد كابين خود را تعيين كند ضمن قلمهايى كه شمرد چيزى را نام برد كه دود از كلهء عبد الرحمن برخاست ؛ قطام گفت : « كابين من عبارت است از سه هزار درهم و يك غلام و يك كنيز و خون على بن ابى طالب ! ! ! » « 1 » عبد الرحمن گفت : « پول و غلام و كنيز هرچه بخواهى حاضر مىكنم ، اما كشتن على كار آسانى نيست . مگر ما نمىخواهيم با هم زندگى كنيم ؟ چگونه بر على دست يابم و او را بكشم و بعد هم خودم جان به سلامت بيرون ببرم ؟ ! » قطام گفت : « مهر من
هامش
( 1 ) . اين موضوع كه زنى خون كسى را كابين خويش معين كند ، آن هم خون على ، آن قدر حيرتانگيز و شگفتآور بود كه موضوع بحث شعرا واقع شد و يكى از شعرا در آن زمان گفت :
و لم ارمهراً ساقه ذو سماحة .
كمهر قطام من فصيح واعجم .
تلثة آلاف و عبد و قينة .
و قتل على بالحسام المصمم .
و لا مهر اغلى من على وان علا .
ولا فتك الا دون فتك ابن ملجم