5 - خولى
از كسانى كه ذرّهاى از كيفر شقاوت خويش را چشيد ، « خولى بن يزيد » بود .
مختار دو تن از يارانش را براى دستگيرى او گسيل داشت . و آنان به در خانهء او رفتند و در زدند ، همسرش در را گشود . از او پرسيدند : خولى كجاست ؟
او در حالى كه اشاره به مستراح خانه مىكرد ، گفت : نمىدانم ! آنان خانه را محاصره كردند و پس از جستجو ديدند او در ميان مستراح ، زير سبد بزرگى نهان شده است .
به دستور مختار او را در خانهاش كشتند و جسم پليدش را به آتش كشيدند .
6 - حرمله اسدى
اين عنصر پليد از سركردگان سپاه يزيد بود و از جمله جنايتهايش :
بردن سر مقدّس حسين عليه السّلام به « عبيد » ؛ هدف قرار دادن سرباز شيرخوار حسين عليه السّلام ؛ و شركت در جنايات ديگر بود .
او از كسانى است كه به دست مختار به اندكى از كيفر شقاوت خويش رسيد و به صورت دردناكى ، هم طعم شمشير را چشيد و هم حرارت سوزش آتش را .
« منهال » آورده است كه پس از انجام حجّ ، به مدينه رفته و به محضر چهارمين امام نور شرفياب شدم . آن حضرت از كوفه پرسيد و از جمله از حال حرمله اسدى جويا شد ، گفتم : هنگامى كه آمدم زنده بود .
آن حضرت دستها را به آسمان گشود و فرمود : بار خدايا ! گرمى آهن و حرارت آتش را به او بچشان ! من پس از چند روزى به كوفه بازگشتم و ديدم مختار قيام كرده و قدرت را به دست گرفته است . چون با او سابقهء دوستى داشتيم به نزدش رفتم و در همان شرايط بود كه برخى از يارانش نويد آوردند كه حرمله را گرفتهاند .
او سپاس خدا گفت و دستور داد وى را آوردند . هنگامى كه آوردند ، فرمان داد