تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠

5 - خولى

از كسانى كه ذرّه‌اى از كيفر شقاوت خويش را چشيد ، « خولى بن يزيد » بود . مختار دو تن از يارانش را براى دستگيرى او گسيل داشت . و آنان به در خانهء او رفتند و در زدند ، همسرش در را گشود . از او پرسيدند : خولى كجاست ؟ او در حالى كه اشاره به مستراح خانه مىكرد ، گفت : نمىدانم ! آنان خانه را محاصره كردند و پس از جستجو ديدند او در ميان مستراح ، زير سبد بزرگى نهان شده است . به دستور مختار او را در خانه‌اش كشتند و جسم پليدش را به آتش كشيدند .

6 - حرمله اسدى

اين عنصر پليد از سركردگان سپاه يزيد بود و از جمله جنايت‌هايش : بردن سر مقدّس حسين عليه السّلام به « عبيد » ؛ هدف قرار دادن سرباز شيرخوار حسين عليه السّلام ؛ و شركت در جنايات ديگر بود . او از كسانى است كه به دست مختار به اندكى از كيفر شقاوت خويش رسيد و به صورت دردناكى ، هم طعم شمشير را چشيد و هم حرارت سوزش آتش را . « منهال » آورده است كه پس از انجام حجّ ، به مدينه رفته و به محضر چهارمين امام نور شرفياب شدم . آن حضرت از كوفه پرسيد و از جمله از حال حرمله اسدى جويا شد ، گفتم : هنگامى كه آمدم زنده بود . آن حضرت دستها را به آسمان گشود و فرمود : بار خدايا ! گرمى آهن و حرارت آتش را به او بچشان ! من پس از چند روزى به كوفه بازگشتم و ديدم مختار قيام كرده و قدرت را به دست گرفته است . چون با او سابقهء دوستى داشتيم به نزدش رفتم و در همان شرايط بود كه برخى از يارانش نويد آوردند كه حرمله را گرفته‌اند . او سپاس خدا گفت و دستور داد وى را آوردند . هنگامى كه آوردند ، فرمان داد
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 410 | على كرمى / ابن نما الحلي