و اين گونه بدون خوردن جو آن نيز ، به دست مختار كشته شد .
3 - « شمر » يا دوّمين مهرهء سپاه يزيد
او از سياهكارترين و تيرهبختترين مهرههاى سپاه اموى بود . و بد زبانى ، فرومايگى ، وقاحت ، سنگدلى ، تعصّب كور و رذالتاش زبانزد همگان .
او پروندهء ننگينى دارد . . .
شركت در پروندهسازى بر ضدّ حجر شهيد ، تحريك « عبيد » و « ابن سعد » و سپاه يزيد به كشتن حسين عليه السّلام ، ريختن خون هلال بن نافع ، كوشش بىشرمانه در جدا ساختن عبّاس و برادران مادرىاش از حسين ، تصميم به آتش زدن سراپردهء بانوان حرم پيامبر ، و جنايات هولناك ديگر .
او از كوفه گريخت و در بيابانها متوارى بود كه مختار گروهى را براى دستگيريش گسيل داشت .
آنان پس از پىجويى بسيار او را دستگير ساختند و نزد مختار آوردند و او دستور داد وى را به درون ديگى از روغن جوشان افكندند .
و بدين وسيله به ذرّهاى از كيفر شقاوتهايش رسيد .
4 - سنان بن انس يا شيطان رجيم
اين عنصر پليد از كوفه به بصره گريخت و مختار دستور داد نخست خانهاش را ويران ساختند و آن گاه كسانى را از پى او گسيل داشت .
او با آگاهى از موضوع ، به قادسيّه گريخت و در بيابانها و روستاها مخفى شد امّا مأموران مختار بر اثر پىجويى بسيار او را دستگير كردند و نزد امير آوردند .
او دستور داد نخست انگشتهاى او را بريدند ، آن گاه دست و پاهايش را قطع كردند و پس از آن در ديگى از روغن جوشان افكنده شد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مثير الاحزان ، ص 75 .