تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
اگر چنين كنيم ، بد ياران و دوستدارانى براى خاندان پيامبر خواهيم بود و آن گاه از همهء دستگاه‌هاى دولتى خواست تا ليست تاريك انديشان و سياهكارانى را كه براى جنگ با پسر پيامبر زير پرچم « عبيد » رفته بودند ، به او تسليم دارند و ياران او را در دستگيرى آن شقاوت پيشگان يارى نموده و هر نوع آگاهى در اين مورد دارند ، كوتاهى نكنند . و به بردگان جامعه پيام داد كه هر كس صاحب خويش را كه در كشتن فرزند پيامبر دست داشته است ، از پا در آورد ، ضمن دريافت جايزه ، آزاد خواهد شد . و آن گاه خروشيد كه : خوردن غذا و نوشيدن آب سرد ، گوارايمان مباد اگر زمين را از لوث وجود اين فرومايگان پليد پاك و پاكيزه نسازيم . و از پى اين دستور ، موج دستگيرى و كيفر شقاوت پيشگان آغاز شد و چيزى نگذشت كه گروهى از آنان كشته و به آتش كشيده شدند و گروهى نيز از كوفه گريختند و خانه‌هايشان ويران شد ، كه براى نمونه به برخى از سركردگان سپاه يزيد كه به ذرّه‌اى از كيفر شقاوت خويش رسيدند اشاره مىرود .

1 - ابن زياد

( 1 ) اين عنصر پليد ، سفّاكترين مهرهء اموى در عراق بود . همان گونه كه پدرش « زياد » نيز در قساوت و بيدادگرى و بستن و بريدن و دريدن و اعدام و كشتار و برپايى زندانهاى مخوف و بىرحمى و فرومايگى شهرهء آفاق بود . تاريخ زندگى او سراسر نكبت‌بار است و سهمگين‌ترين جنايت او زمانى رقم خورد كه از سوى يزيد از بصره به استاندارى كوفه گسيل شد و فرمان يافت تا حركت اصلاحى و عقيدتى و فرهنگى و عدالتخواهانهء حسين عليه السّلام را بىرحمانه سركوب سازد و آن گاه بود كه آن جنايت سهمگين را مرتكب شد . او پس از فرو پاشى قدرت دوزخىاش در عراق ، به شام گريخت و با سپاهى گران نهضت توّابين را در هم شكست . امّا سرانجام خود و انبوهى از مزدورانش كه براى درهم كوبيدن قيام مختار حركت كرده بودند ، به ذرّه‌اى از شقاوت خود رسيدند و
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 407 | على كرمى / ابن نما الحلي