به گونهاى كه ديگر نتوانست دست خويش را بردارد . و آن گاه با هدف قرار دادن قلب او با تير ديگرى وى را از پا در آوردم .
ياران مختار براى دستگيرى او اعزام شدند و وى را محاصره نمودند .
كامل ، كه از فرماندهان لشكر مختار بود گفت : او را با شمشير و نيزه نزنيد ! بلكه هدف باران سنگ و تير سازيد ، تا طعم تيرباران ساختن ديگران را بچشد .
و آن گاه پس از باريدن بارانى از سنگ و شمشير بر او ، پيكر بىجانش را در آتش سوزاندند . « 1 »
9 - بجدل بن سليم
از شرارتهاى اين نگونسار ، اين بود كه پس از شهادت حسين عليه السّلام ، براى بردن انگشتر آن حضرت انگشت مباركش را نيز بريد ، هنگامى كه او را نزد مختار آوردند و جريان را به او خاطر نشان ساختند ، دستور داد دستها و پاهاى او را بريدند و همان گونه رهايش ساختند تا به جهنّم رفت . « 2 »
10 - حكيم بن طفيل
فرستادگان مختار به جنايتكار ديگرى دست يافتند كه افزون بر جنايتهاى دسته جمعى خويش ، لباس سردار سپاه شهيدان را پس از شهادتش ربوده ، و تيرى نيز بر حسين عليه السّلام افكنده بود ! هنگامى كه او را باز داشت كردند ، بستگانش « عدى بن حاتم » را بسوى مختار گسيل داشتند ، تا در كيفر او تخفيف دهد . . .
امّا پيش از آنكه آنان برسند ، دوستداران خاندان رسالت ، به مختار هشدار دادند كه نبايد با قاتلان اهل بيت نرم گيرد و از كيفر شقاوت آنان بگذرد . . .
به همين جهت مختار به « عدى » كه رابطه دوستانهاى با او داشت احترام كرد و با خونسردى گفت : دوست من ! آيا تو مىپسندى كه چنين جنايتكارى رها گردد ؟ و در همان حال به « كامل » اشاره كرد كه كار او را بسازيد ! و آنان نيز او را قطعه قطعه ساختند و به آتش كشيدند .
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 64
( 2 ) - بحار ، ج 45 ، ص 374 .