ساختن نداى « يا لثارات الحسين » آغاز قيام را به گوش طرفدارانش برسانند .
او هدف خويش را مبارزه با اموى مسلكان ، و به كف گرفتن قدرت و به كيفر رساندن كشندگان حسين عليه السّلام و يارانش اعلان كرد و به نيروهاى خويش و فرماندهء آنان ابراهيم بن اشتر توصيه كرد كه تا سر حدّ امكان با نيروهاى « ابن زبير » درگير نشود و تنها براى دفاع از خويش با آنان پيكار كنند .
« ابراهيم بن اشتر » نيز رو به بارگاه خدا كرد و گفت : پروردگارا ! تو خود مىدانى كه ما در راه دفاع از حقوق و حرمت خاندان پيامبرت به خشم آمديم و اينك در انديشهء خونخواهى از شهيدان آنان و به كيفر رسانيدن كشندگان تبهكار آنان هستيم ، بنا بر اين ما را بر دشمنان آنان پيروز ساز .
و بدينسان درگيرى آغاز شد و پس از پيكارى سخت . . . كوفه به دست طرفداران مختار افتاد .
پس از پيروزى
او وارد قصر كوفه شد و شب را در آنجا سپرى نمود و فرداى پيروزى ، هنگامى كه مردم را در مسجد گرد آوردند ، نخستين سخنرانى خويش را بدين صورت ايراد كرد .
ستايش و سپاس از آن پروردگار توانايى است كه به دوستانش نويد پيروزى و سرفرازى ، و به دشمنانش وعدهء زيان و سرافكندگى داد و اين نويد و وعده را جاودانه و هماره ساخت و قانون جهانشمولى براى عصرها و نسلها قرار داد . از اين رو هر كس هماهنگ با مقرّرات او عمل كند ، ثمرهء شيرين آن را در اين جهان و جهان ديگر خواهد ديد و هر كس با مقرّرات عادلانه و انسانساز او مخالفت ورزد ، طعم تلخ شقاوت و عصيان خويش را خواهد چشيد و نوميد و سرافكنده خواهد شد و هم به آتش شعلهور در خواهد آمد ! هان اى مردم ! براى ما پرچمى برافراشته شد و وقتى مقرّر گرديد ؛ و به ما فرمان رسيد كه پرچم را به اهتزاز درآوريد و در آن هنگامهء مقرّر و طبق آن شرايط منظّم ، از پى كار برويد و از مرزهاى مقرّرات تجاوز نكنيد ، و ما به دعوت پيشواى هدايت