چگونه خواهيد بود ؟ پس اينك شمشيرها را آختهتر سازيد ! و پيكانها را بر سنانها نصب كنيد ! و هر آنچه در توان داريد براى رويارويى با دشمن تبهكار ساز و برگ فراهم آوريد تا لحظات مناسب قيام فرا رسد .
سخنان امير توّابين كه به اينجا رسيد روحى در شنوندگان دميده بود كه يكى پس از ديگرى فرياد بر آوردند كه امير ! به خداى سوگند اگر بدانيم كه نجات از عذاب خدا و بخشايش گناهمان در يارى نرساندن به حسين عليه السّلام ، در كشتن خودمان مىباشد ، لحظهاى درنگ روا نمىداريم . . .
و آن گاه با اشك و آه و دريغ و حسرت خداى خويش و همهء حاضران را گواه گرفتند كه دارايى خويش را به منظور فراهم آوردن امكانات براى قيام ، وقف سازند و جان را در طبق اخلاص نهند و به ميدان آيند .
« سليمان » گفت ياران ! ديگر گفتار بس است اينك براى كردار به پا خيزيد .
آمادهايم ، آماده !
بدينسان بنياد نهضت توّابين پىريزى شد و حركت به سوى روشنگرى و گردآورى امكانات و بيدارى تودهها و ايجاد پيوند و سازماندهى ، آغاز گرديد ، و نداى خونخواهى طنين افكند .
امير توّابين نامهاى محرمانه به مدائن نوشت و « سعد بن حذيفه » را - كه بزرگ دوستداران خاندان رسالت در آنجا بود - در جريان كار قرار داد و از او خواست تا در اين راه از هيچ تلاشى فروگذارى نكند ؛ و پس از چندى پاسخ آمد كه ما آمادهايم . . .
نامهء ديگرى به بصره نوشت و به وسيله « مثنّى عبدى » كه بزرگ دوستداران اهل بيت در آن سامان بود ، از مردم يارى خواست و آنان نيز پس از مشاوره پاسخ مثبت دادند و نوشتند كه ما خداى را به تصميم شما سپاس مىگوييم و آمادهايم كه ساعت قيام را گزارش كنيد تا به شما بپيونديم .
تلاش در اين محورها
افزون بر نامههاى دعوت ، مقرّر شد كه در چند محور اساسى تلاش پىگير و بىامان آغاز و ادامه يابد ! در محور فرهنگى و فكرى و عقيدتى و اخلاقى ، در محور مالى و فراهم آوردن امكانات مبارزه ،