و در محور سازماندهى نيروهاى آماده پيكار و سازندگى آنان .
1 - در حركت فكرى و فرهنگى ضمن يادآورى خفّت و خوارى جامعه ، به خاطر فريب خوردن از رژيم بيدادگر اموى و تن سپردن به آفت هستى سوز استبداد و انحصار و كشتن عزيزترين و پر شكوهترين ميهمان ، يا كوتاهى در يارى رسانى جدى و مؤثر به برنامهء ستم ستيز و آزاديبخش و اصلاحطلبانهء او ، كه دامنگيرشان شده بود ، بذر خونخواهى حسين عليه السّلام را ، همه جا افشاندند و شعار « يا لثارات الحسين » طنين انداز شد .
2 - در بعد اقتصادى نيز با وجود فقر و فلاكتى كه ثمرهء شوم حاكميّت استبداد و اختناق و عوام سالارى است ، سلاح و ساز و برگ بسيارى فراهم شد .
3 - و در محور سوّم نيز نيروهاى تربيت شده و آمادهاى ، سازمان يافت و گامهاى بلندى به سوى قيام برداشته شد .
پرچم هماره در اهتزاز رادى و سرفرازى
افزون بر حركت توّابين ، دو جريان ديگر نيز در عراق بر ضدّ نظام سياهكار اموى فعّال بود و براى هلاكت يزيد لحظه شمارى مىكرد تا با درهم كوبيدن برج و باروى استبداد وابسته به شام ، اموى مسلكان ددمنش آن سامان را در هم كوبد ، و جالب بود كه هر دو جريان ضد استبدادى و آزاديخواهانه هم نيروى محرّكهء حركت خويش را از عاشورا و شهادت دگرگونساز حسين عليه السّلام و يارانش ، الهام مىگرفتند و شعار خونخواهى حسين عليه السّلام را سر مىدادند و وامدار نهضت اصلاحطلبانهء آن پيشواى سرفراز و پرچم هماره در اهتزاز آن حضرت بودند .
يكى از آن دو ، جريان « ابن زبير » بود كه از حجاز مردم را به بيعت با « عبد اللَّه » فرا مىخواند و با هلاكت « يزيد » قدرت را در عراق قبضه كرد ؛ و ديگرى حركت نوبنياد « مختار » بود كه تازه از « ابن زبير » بريده و با عنوان نمايندگى « محمّد بن حنفيّه » و مأموريت از سوى او ، شعار خونخواهى حسين عليه السّلام ، و نابودى قاتلان او را سر مىداد .
سرآغاز حركت
و سرانجام در آغاز ربيع الاوّل به سال 65 ه . ق ، پس از چهار سال از رويداد دگرگونساز عاشورا و شهادت جانسوز سالار شايستگان بود كه در ميان كشاكش دو