( 1 ) « الحمد للَّه الّذى فضحكم و قتلكم و أكذب احدوثتكم . »
هان اى زينب ! خداى را ستايش مىكنم كه شما را رسوا ساخت و همگى مردان شورشگر و نافرمانتان را كه در انديشه مخالفت با امير مؤمنان ، يزيد بودند كشت ! و دروغتان را نمايان ساخت ! ! كاروانسالار كاروان اسيران آزاديبخش به پا خاست و با درايت و شهامتى وصف ناپذير در پاسخ فريبكارى و دجّالگرى « عبيد » فرمود :
« الحمد للَّه الّذى أكرمنا بمحمّد و طهّرنا تطهيرا ، إنّما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا . »
ستايش از آن خدايى است كه ما را به وسيلهء پيامبر برگزيدهاش ، محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ، گرامى داشت و از ضدّ ارزشها و گناهان و ناپسنديها پاك و پاكيزه ساخت ! عبيد ! تنها انساننماهاى فاسق و خودكامه و پليد كارند كه رسوا مىگردند و عناصر بدانديش و بدكردارند كه دروغ مىبافند ؛ و فاسق و فاجر ، ديگران هستند كه حقوق و آزادى و حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش را بازيچه مىسازند ، نه ما خاندان وحى و رسالت .
« عبيد » گفت : هان اى دختر على ! « كيف رأيت صنع اللَّه باهل بيتك ؟ » ديدى خدا با برادرت ، حسين و خاندانت چه كرد ؟
بانوى سرفراز گيتى دليرانه فرمود : ( 2 ) « ما رأيت إلّا جميلا ، هؤلاء قوم كتب اللَّه عليهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم ، و سيجمع اللَّه بينك و بينهم فتحاج و تخاصم ، فانظر لمن الفلح ، هبلتك امك يا ابن مرجانه ! » من جز نيكى و سرفرازى چيزى نديدم ! خداى فرزانه از آنان ، دفاع از حق و عدالت و حمايت از ارزشها و آزادى و حقوق پايمالشدهء مردم را خواسته بود ، و آنان نيز فرمان حق را با جان پذيرا شدند ، و در اين راه به سوى شهادتگاه پرافتخار خود شتافتند و با شهادت و سرفرازى سر بر بستر شهادت نهادند و به زودى خدا تو و آنان را در دادگاهى گرد آورده و رويارويى و محاكمه آغاز خواهد شد و آن گاه ، خواهيد ديد كه در برابر دادگاهى كه داورش خداست ، رستگارى و پيروزى از آن كيست ؛ آزاديخواهان و حق طلبان ؛ يا بانيان اختناق و پاسداران ظلمت و استبداد !
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: على كرمى
ص٣٠٤