گذر بانوان بر شهادتگاه حسين عليه السّلام
( 1 ) پس از غارت سراپرده حسين عليه السّلام و به آتش كشيده شدن اردوگاه نور ، بانوان حرم و دختران پيامبر از آنجا بيرون ريختند و به سوى شهادتگاه آن حضرت روى آوردند .
آنان بر پيكر به خون خفته حسين عليه السّلام گذر كردند و در حالى كنار آن نازنين بدن ايستادند كه پيشواى شهيدان بر خون پاكش آغشته و از برابر چشم دوستداران و شيفتگانش نهان شده بود .
خواهر قهرمانش ، زينب عليها السّلام با ديدن آن منظره جانسوز با صداى شكسته اندوهگين و با قلب داغدار فرياد بر آورد كه :
« يا محمّداه ! صلّى عليك مليك السّماء ، هذا حسين مرمّل بالدّماء ، مقطّع الأعضاء ، و بناتك سبايا ، إلى اللَّه المشتكى و إلى علىّ المرتضى و إلى فاطمة الزّهراء و إلى حمزة سيّد الشّهداء ، هذا حسين بالعراء تسفى عليه الصبا ، قتيل أولاد الأدعياء ، وا حزناه ! وا كرباه ! اليوم مات جدّى رسول اللَّه ، يا أصحاب محمّداه ، هذا ذريّة المصطفى يساقون سوق السبايا . »
هان اى محمّد ! اى نياى گرانقدر زينب ! سلام و درود فرشتگان آسمان بر تو باد ! اين حسين عزيز توست كه در اين دشت خونبار به خون غلتيده و با پيكر قطعه قطعه بر روى زمين ، در خون غوطهور افتاده است ، و دختران آزاده و سرفرازت بجرم همراهى و همدلى و همگامى با برنامهء نجاتبخش و سياست ستم ستيز و عدالتخواهانه و اصلاحطلبانه و شجاعانهء پيشواى آزادى به اسارت رفتهاند ! ! اينك من از اينجا شكايت خود را به بارگاه خدا مىبرم و به امير مؤمنان و به فاطمه ، دخت ستم ستيز و فرزانهات اى پيامبر خدا ! و به حمزه ، سالار شهيدان ، از آنچه بر فرزندان شما رفته است شكايت مىبرم ! ( 2 ) هان اى پيامبر خدا ! اين حسين عزيز تو است كه با پيكر چاك و چاك بر اين پهن دشت نينوا افتاده است و باد صبا بر اين نازنين بدن مىوزد ! اين حسين عزيز است كه به دست فرزندان بىاصل و تبار و تاريك انديش و بىفرهنگ و شيفتهء جاه و مقام و مال و منال باد آورده و بىحساب و كتاب روزگار به