برآورد كه : ( 1 ) هان اى فرزندان « بكر » ! آيا دختران آزاده و عدالت خواه و سرافراز پيامبر را غارت مىكنند و شما بىتفاوت نظاره مىكنيد ؟
و آن گاه خروشيد كه : هيچ قانون و فرمانى جز فرمان خداى يكتا پذيرفته نيست و اين كارهاى زشت و ظالمانهاى كه به فرمان امويان - آن هم بنام دين - انجام مىگردد در خور خشم و لعنت خداست ! و از پى آن خروشيد كه : هان اى خونخواهان فرزندان پيامبر ! واى مدافعان حقوق و امنيّت خاندان پيامبر ! كجا هستيد تا از فرزندان آن حضرت دفاع كنيد ؟ ! و با اعتراض سخت اين زن ، همسرش كه گويى در سپاه « عبيد » بود به او نزديك شد و او را به خيمه باز گردانيد .
به آتش كشيدن خيمهها
تاراجگران اموى به سوى حرم اهل بيت يورش بردند و به غارت خيمهها پرداختند . دختران سالار پيامبران و نور ديدگان فاطمه با سر و پاى برهنه از خيمهها بيرون ريختند و در سوگ جوانان و سالخوردگان به خون خفته خويش نالههاى جانسوز سردادند . غارتگران پس از غارت خيمهها ، آنها را به آتش كشيدند و زنان و كودكان ، بناگزير ترسان و نگران از آنجا سر به بيابانها نهادند . شرايط آنان در آن هنگام همان گونه بود كه اين شاعر وصف مىكند : ( 2 )
فترى اليتامى صارخين بعولة * تحثوا التراب لفقد خير امام
و تقمن رباب الخدور حواسرا * يمسحن عرض ذوائب الايتام
و ترى النساء أراملا و ثواكلا * تبكين كل مهذب و همام
از سويى يتيمان را مىنگرى كه با همهء وجود شيون مىكنند و ناله مىزنند و در سوگ حسين عليه السّلام خاك غم بر سر و روى خود مىافشانند ؛ و از دگر سو بانوان آزاده و سرفرازى را ، كه با به غارت رفتن روسرىهايشان اينك بدون پوشش ، دست نوازش بر سر يتيمان وحشت زده مىكشند . . .
و نيز زنان آزاده و دختران سرفرازى را خواهى ديد كه يا در سوگ شوى قهرمان خويش نشستهاند و شيون مىكنند و يا در ماتم فرزندان شجاع و عدالت خواهشان .