تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
پس از شهادت امير آزادى

تاراج آن نازنين بدن

( 1 ) هنگامى كه حسين عليه السّلام به شهادت رسيد ، سپاه شوم اموى به تاراج پيكر مقدس او روى آورد ! ! به گونه‌اى كه آورده‌اند « قيس بن اشعث » حولهء آن حضرت را به غارت برد ، و « جابر بن يزيد » ، يا « اخنس بن مرثد » ، عمامهء او را از سرش ربود ، و آن را به سر نهاد كه به كيفر شقاوتش ديوانه شد . « مالك بن نسير » كلاه آن بزرگوار را به سرقت برد و آن را براى همسرش به ارمغان آورد ، امّا همسرش گفت : هان اى تيره بخت ! آيا حسين عليه السّلام را غارت كرده و لباسهاى او را از تن مباركش بيرون آورده و آنها را به خانه‌ام مىآورى ؟ و بدين صورت درگير شدند ؛ و آن عنصر سياهرو ، دچار فقر و تنگدستى سختى گرديد و همان گونه بود تا مرد . و پيراهن حسين عليه السّلام را عنصر گمراهى به نام « اسحاق بن حويه » از پيكرش بيرون آورد و به كيفر كار ظالمانه‌اش به بيمارى پيسى گرفتار شد . ( 2 ) پاره‌اى آورده‌اند كه او وقتى پيراهن آن حضرت را برد ، در آن چيزى فراتر از يك صد و ده مورد جاى تير ، نيزه و اثر شمشير يافت . از امام صادق عليه السّلام آورده‌اند كه فرمود : در پيراهن حسين عليه السّلام سى و سه ، يا سى و چهار مورد جاى شمشير يافتند . « عمر بن سعد » زره كوتاه آن حضرت را به غارت برگرفت . و « بجدل بن سليم » براى بردن انگشتر آن آزاد مرد ، انگشت مباركش را بريد و نيز شمشير او را به غارت برد . و بدينسان آن سياهرويان خشك مغز ، آن پيكر ملكوتى را برهنه و عريان و غرق