تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
او با ديدگانى اشكبار فرمود : « يا بنتاه ! انّ عمّك قد قتل . . . » دخت گرانمايه‌ام ! عموى قهرمانت را كشتند . و در اين هنگام خواهر قهرمانش زينب فرياد برآورد كه : « و اخاه ! وا عباساه ! واضيعتنا بعدك ! » هان اى جان برادر ! اى عباس عزيز ! اى داد از گرفتارى و تنهايى ما پس از شهادت جانسوز تو ! ]

زندگى يا مرگ آزادمنشانه

پس از شهادت « عباس » بود كه حسين عليه السّلام ، تجاوزكاران آتش افروز را به پيكار فراخواند و سپاه اموى از هر سو بسان مور و ملخ بر او هجوم بردند و آن حضرت نيز هر تجاوزگرى را كه به جنگ او آمد ، طعمه شمشير ستم سوز خويش ساخت تا آنجايى كه كارزار دفاعى حسين عليه السّلام در لشكر اموى به روشنى اثر گذاشت . آن گرانمايه عصرها و نسل‌ها ، صف‌هاى دشمن حق ستيز را درهم مىنورديد و اين سرودهء شورانگيز و درس آموز را مىخواند : ( 1 )
القتل اولى من ركوب العار * و العار اولى من دخول النّار . . .
مرگ آزادمنشانه بهتر از ذلت پذيرى و تن سپردن به خفت و خوارى است و با همهء اين‌ها تن سپردن به ذلت ، باز هم بهتر از پذيرفتن آتش شعله‌ور دوزخ است . [ هان اى تجاوزكاران اموى مسلك ! مرا نمىشناسيد ؟ من حسين هستم ، حسين ! فرزند امير مؤمنان على عليه السّلام ؛ بدانيد كه من سوگند ياد كرده‌ام كه در برابر استبداد سر فرود نياورم و هرگز هم سر فرود نخواهم آورد . من از حقوق و كرامت خاندان پر افتخار پدرم دفاع خواهم كرد و از آزادى و عدالت و حقوق پايمال شده آنان حمايت خواهم نمود و در راه دين و آيين پيامبر آزادى ، سر بر بستر شهادت خواهم نهاد .