تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
با اين انديشه و ايمان بود كه آب را بر روى آب ريخت و ظرف را پر از آب نمود و بر مركب نشست و راه اردوگاه نور را در پيش گرفت تا آب را به برادر و خاندان محاصره‌شده‌اش برساند . نيروهاى از هم پاشيدهء دشمن كه با گسيل نيروهاى ديگر تجديد آرايش كرده بودند ، راه را بر آن بزرگ قهرمان عدالت بستند و از هر سو او را به محاصره گرفتند و ناجوانمردانه هزاران نفر در يك پيكار سخت و نابرابر او را زير باران تيرها گرفتند . . . به گونه‌اى كه سراسر پيكرش آماج تيرهاى بيداد شد و لايه‌اى از چوبه‌هاى تير همهء بدن او را پوشانيد امّا او با شهامت و شجاعت و شكوه و اقتدار ، ضربات كوبنده‌اى بر آنان وارد آورده ، راه را براى رسيدن به خيمه‌ها مىگشود كه عنصر پليدى به نام « زيد بن ورقا » كه در پشت نخلى كمين گرفته بود ، به يارى جنايتكار ديگرى به نام « حكيم بن طفيل » با شيوه‌اى ناجوانمردانه با وارد آوردن ضربه‌اى دست راست او را از پيكرش جدا كردند . آن پرچمدار قهرمان ، شمشير را به دست چپ گرفت و با طنين افكن ساختن اين اشعار حماسى و شورانگيز هدف والاى خويش را پى گرفت .
و اللَّه ان قطعتم يمينى * انّى احامى ابدا عن دينى و عن امام صادق اليقين * نجل النّبى الطّاهر الأمين
به خداى سوگند اگر چه دست راست مرا از پيكرم جدا سازيد باز هم براى هميشه و تا آخرين نفس از دين و آيين خويش دفاع خواهم كرد . و نيز از پيشواى راستين خويش حسين عليه السّلام براى هميشه دفاع خواهم نمود ، چرا كه او در ايمان و راه و رسم خويش بر راه درست است و فرزند سرفراز پيامبر پاك و پاكيزه و امين و امانت پيشه است . و با اين منطق شورانگيز و شعور آفرين به پيكار قهرمانانه خويش - براى درهم شكستن سپاه شيطان و رساندن آب به اردوگاه نور - ادامه داد ، تا جايى كه بر اثر خونريزى شديد و پيكار دلاورانه ، ضعف بر او عارض گرديد امّا با بىاعتنايى به اينها به مسير خويش ادامه مىداد كه دست چپ او نيز از كمينگاه مورد هدف قرار گرفت و از پيكرش جدا شد و باز هم قهرمانانه با اين اشعار شورآفرين به جهاد خويش ادامه داد :