تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
حسين عليه السّلام در برابر اصرار او فرمود : اينك كه حقّ برايت آشكار شده است آنچه مىخواهى انجام ده ، خداى تو را بيامرزد . و او آمادهء كارزار شد و نخستين قهرمان از خيل قهرمانانى بود كه از آن ساعت به بعد با امام راستين جهاد و شهادت وداع گفتند و بدين صورت يكى پس از ديگرى به سوى ميدان شتافتند .

سخنان آتشين « حرّ »

( 1 ) بدينسان « حرّ » به ميدان بازگشت ، امّا اين بار به طرفدارى از حقّ و عدالت و ديدگاه و برنامه اصلاح‌طلبانه پيشواى آزادى و به رويارويى با تاريك انديشى و خشونت‌طلبى و ظلمت و بيداد حاكم به روشنگرى پرداخت . او هنگامى كه در برابر دشمن قرار گرفت خروشيد كه : « يا اهل الكوفة ! لامّكم الهبل أدعوتموه حتى اذا أتاكم خرجتم تقاتلونه و تمنعونه الماء الذى تشربه الكلاب و الخنازير ، لا سقاكم اللَّه الماء . . . . » هان اى مردم كوفه ! مرگتان باد ، و مادرانتان سوگوارتان . آيا اين بندهء شايسته و وارستهء خدا و بزرگ مدافع حقوق و امنيت و آزادى بندگان او را بدينجا دعوت كرديد ، تا آن گاه كه براى اصلاح امور امت آمد ، او را تسليم بيدادگران كنيد ؟ شما مدّعى بوديد كه به همراه او در راه حقّ پيكار خواهيد كرد ، امّا اينك تجاوزكارانه براى كشتن او آماده شده‌ايد ؟ شما او را در اينجا از رفتن بازداشته و در برابر بزرگوارى و گذشت و مسالمت او ، وى را در اينجا نگاه داشته ، از هر سو او را محاصره كرده‌ايد تا از رفتن او به هر نقطه‌اى از اين سرزمين گستردهء خدا جلوگيرى كنيد و او را كه در حقيقت پيشواى آزادگان و توحيدگرايان است ، اينك بسان اسيرى به گروگان گرفته‌ايد ؛ به گونه‌اى كه نه امكان رفتن براى او مانده است و نه دفاع از خويشتن در برابر ضررها و خطرها و شرارتها . شما ميان او و زنان و كودكانش با آب ، فاصله افكنده و مانع ايجاد كرده‌ايد و اين آب جارى فرات را كه يهوديان و مسيحيان و آتش‌پرستان از آن مىنوشند و سگها و