حسين عليه السّلام در برابر اصرار او فرمود : اينك كه حقّ برايت آشكار شده است آنچه مىخواهى انجام ده ، خداى تو را بيامرزد .
و او آمادهء كارزار شد و نخستين قهرمان از خيل قهرمانانى بود كه از آن ساعت به بعد با امام راستين جهاد و شهادت وداع گفتند و بدين صورت يكى پس از ديگرى به سوى ميدان شتافتند .
سخنان آتشين « حرّ »
( 1 ) بدينسان « حرّ » به ميدان بازگشت ، امّا اين بار به طرفدارى از حقّ و عدالت و ديدگاه و برنامه اصلاحطلبانه پيشواى آزادى و به رويارويى با تاريك انديشى و خشونتطلبى و ظلمت و بيداد حاكم به روشنگرى پرداخت .
او هنگامى كه در برابر دشمن قرار گرفت خروشيد كه :
« يا اهل الكوفة ! لامّكم الهبل أدعوتموه حتى اذا أتاكم خرجتم تقاتلونه و تمنعونه الماء الذى تشربه الكلاب و الخنازير ، لا سقاكم اللَّه الماء . . . . »
هان اى مردم كوفه ! مرگتان باد ، و مادرانتان سوگوارتان .
آيا اين بندهء شايسته و وارستهء خدا و بزرگ مدافع حقوق و امنيت و آزادى بندگان او را بدينجا دعوت كرديد ، تا آن گاه كه براى اصلاح امور امت آمد ، او را تسليم بيدادگران كنيد ؟
شما مدّعى بوديد كه به همراه او در راه حقّ پيكار خواهيد كرد ، امّا اينك تجاوزكارانه براى كشتن او آماده شدهايد ؟
شما او را در اينجا از رفتن بازداشته و در برابر بزرگوارى و گذشت و مسالمت او ، وى را در اينجا نگاه داشته ، از هر سو او را محاصره كردهايد تا از رفتن او به هر نقطهاى از اين سرزمين گستردهء خدا جلوگيرى كنيد و او را كه در حقيقت پيشواى آزادگان و توحيدگرايان است ، اينك بسان اسيرى به گروگان گرفتهايد ؛ به گونهاى كه نه امكان رفتن براى او مانده است و نه دفاع از خويشتن در برابر ضررها و خطرها و شرارتها .
شما ميان او و زنان و كودكانش با آب ، فاصله افكنده و مانع ايجاد كردهايد و اين آب جارى فرات را كه يهوديان و مسيحيان و آتشپرستان از آن مىنوشند و سگها و