پرش به محتوای اصلی

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحه 187

پدیدآورندگان:

ص۱۸۷
استبداد را مخاطب ساخت و ] فرمود : ( 1 ) « هل تطالبونى بقتيل قتلته ؟ او مال استهلكته ؟ او بقصاص من جراحة ؟ » [ واى بر شما ! از من چه مىخواهيد ؟ به چه جرم و گناهى راه را بر من بسته‌ايد ؟ به چه مجوّز دينى و انسانى و اخلاقى و بر اساس كدامين قانون خاندان مرا محاصره كرده‌ايد ؟ طبق كدام دين و شريعت آب را بر روى ما بسته‌ايد ؟ چرا ابتدايىترين حقوق و طبيعىترين شرايط زندگى ما را پايمال ساخته‌ايد ؟ چرا آزادى و امنيّت ما را سلب نموده‌ايد ؟ چرا حقّ بيان حقايق و دفاع از حقيقت را براى ما به رسميّت نمىشناسيد ؟ چرا حق طبيعى و انسانى دعوت به ارزشها و نهى و هشدار از ظلم و قانون‌شكنى را به ما نمىدهيد ؟ چرا حرم امن خدا را براى ما ناامن نموده‌ايد ؟ چرا شمشير بيداد بر ضدّ ما كشيده‌ايد ؟ به كدامين جرم و به كدامين گناه ؟ در كدام دادگاه عادلانه و صالح و آزاد از فشار استبداد و ارتجاع ، اين حكم زشت و ظالمانه بر ضدّ خاندان پيامبر صادر شده است ؟ راستى چرا ما نبايد در برابر سياست‌هاى شيطانى و ظالمانهء اموى چون و چرا كنيم ؟ چرا ما حقّ دليل و برهان خواستن از سركردگان مغرور و بىمحتوا و خشونت كيش و بىمنطق اموى را بر كارهاى ضدّ خدايى و ضدّ مردمىشان نداريم ؟ چرا آنان نبايد پاسخگوى كارهايشان باشند ؟ چرا نبايد بر اساس قانون رفتار كنند و حقوق مردم را پاس دارند ؟ چرا نبايد تحمّل شنيدن حقايق را داشته باشند ؟ چرا به جاى مدارا و شنيدن انتقاد و بيان حقايق ، خشونت و سركوب كار هميشهء